دانلود پایان نامه-تحلیل پایداری مالکان شرکت و عملکرد مالی شرکت

طبق نتایج حاصل از تحقیقات قبلی مانند الیاس الیاسیانی و جینگی جیا در سال ۲۰۰۹ منتشر شده در مجله بانکداری و امور مالی چاپ شده است وجود رابطه مثبت و معنادار بین تعداد دوره های حفظ درصد مالکیت سهامداران (یا افزایش ان ) نهادی و بازده دارایی ها تایید شده است آنها وقتی سرمایه گذارلن حقوقی(نهادی ) را به دو گروه حساس و غیر حساس تقسیم کردند پی بردند که سهامداران با ثبات هر گروه تاثیر مثبتی روی عملکرد شرکت دارند در گروه اول این تاثیر نسبت به گروه اول بیشتر بود از طرف دیگر کورنت و دیگران در سال ۲۰۰۷ سرمایه گذاران حقوقی را به دو گروه حساس و غیر حساس تقسیم کردند که آنها نشان دادند که برای یک نمونه ۱۰۰ تایی از شرکت ها یک رابطه مهمی بین بازده جریان نقدی شرکت از یک طرف و  نسبت سهامداری و تعداد سرمایه گذاران حقوقی فعال از طرف دیگر وجود دارد . بوژراج و سنگوپتا ۲۰۰۳ ،ارتباطی بین مکانیسم های حاکمیت شرکتی و و نرخ بالای اوراق و هزینهانتشار اوراق جدید پیدا کردند مکانیسم های حاکمیت شرکتی می توانند خطر کوتاهی را توسط حذف هزینه های نمایندگی و نظارت بر عملکرد مدیریت  نشان دادند که شرکت های با سهم مالکیت حقوقی بازده زیاد و نرخ کم هزینه  روی اوراق منتشرشده جدید دارند.

 

۲-۲-۵ نتایج فرضیه اصلی دوم

بین ثبات سهامداران شرکت ومعیار کیوی توبین در بازار سرمایه ایران ارتباط وجود دارد .

با ازمون فرضیه بالا که بوسیله متغیرهای سه فرضیه فرعی انجام گرفته است ، وجود رابطه معنادار بین ثبات سهامداران و معیار کیوی توبین  تایید نمی گردد.

طبق نتایج حاصل از تحقیقات قبلی مانند الیاس الیاسیانی و جینگی جیا در سال ۲۰۰۹ منتشر شده در مجله بانکداری و امور مالی چاپ شده است وجود رابطه مثبت و معنادار بین ثبات سهامداران نهادی و کیوی توبین  تایید شده است.

فاما و جنسون (۱۹۸۵)  نشان می دهند که سهامداران غیر متنوع (متمرکز) می توانند قوانین تصمیماتی متفاوتی را متناسب با سهامداران ریز بکارگیرند. مکانیسم های حاکمیتی می تواند ریسک قصور(کوتاهی) را ، بوسیله کاهش دادن هزینه های نمایندگی و نظارت بر عملکرد مدیریت و کاهش اطلاعات نامتقارن بین شرکت و قرض دهندگان ، کاهش دهد.آنها پیدا کردند که شرکتهایی که مالکیت حقوقی بزرگتری دارند و کنترل خارجی قوی تری روی هیئت مدیره دارند از نرخ بالاتر و بازده هی کمتر روی اوراق های جدید انتشاریافته لذت می برند. با وجود این مالکیت حقوقی متمرکز یک تاثیر معکوس روی بازده و نرخ دارد.

اشلیفر و ویشنی (۱۹۸۶) بحث می کنند که سهامداران حقوقی بطور ذاتی مشتاق به نظارت عملکرد شرکت هستند چراکه آنها منافع زیادی از نظارت می برند و از قدرت رأی بزرگتری که به آنها اجازه می دهد که فعالیت ها را اصلاح کنند لذت می برند.

وضعیت فرضیه فرعی چهارم : بین پافشاری(پایداری) سهامداران و کیوی توبین ارتباط وجود دارد .

ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر سود و بازده واقعی سهام (۰٫۲۲۳-)می باشد که این عدد در سطح خطای  ۵% رابطه معناداری را بین دو متغیر نشان نمی دهد . باتوجه به خروجی های نرم افزار spss  ،از آنجا که sig بیشتر از (۰۵/۰ )می باشد در سطح اطمینان( ۹۵ % ) فرض H0 پذیرفته می شود  فرض H1  رد می شود  و به عبارت دیگر وجود همبستگی بین این دو متغیر تایید نمی شود . همچنین ضریب تعیین تعدیل شده  با مقدار۰۳۰/۰،نشان می دهد که ۳ %از تغییرات معیار کیوی توبین  به پافشاری سهامداران می باشد .پس با توجه به موارد اشاره شده در بالا نتیجه می گیریم که ارتباط منفی دارای معناداری در سطح اطمینان ۰٫۹۵ نمی باشد و فرضیه رد می شود .

طبق نتایج حاصل از تحقیقات قبلی مانند الیاس الیاسیانی و جینگی جیا در سال ۲۰۰۹ منتشر شده در مجله بانکداری و امور مالی چاپ شده است وجود رابطه مثبت و معنادار بین پافشاری(پایداری) سهامداران نهادی و کیوی توبین  تایید شده است

مک کونل و سرواس ۱۹۹۰ ، یک رابطه مثبت مهمی بین کیوی توبین و سهم مالکیت پیدا کردند  ووید که ۲۰۰۲ پیدا کرد که کیوی توبین بطور مثبت (منفی) با سهم مالکیت وجوه بازنشستگی خصوصی (عمومی) مرتبط است.

وضعیت فرضیه فرعی پنجم :  بین تعداد دوره های مالکیت سهامداران و کیوی توبین ارتباط وجود دارد .

ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر سود و بازده واقعی سهام (۰٫۱۷۶-)می باشد که این عدد در سطح خطای  ۵% رابطه معناداری را بین دو متغیر نشان نمی دهد . باتوجه به خروجی های نرم افزار spss  ،از آنجا که sig بیشتر از (۰۵/۰ )می باشد در سطح اطمینان( ۹۵ % ) فرض H0 پذیرفته می شود  فرض H1  رد می شود  و به عبارت دیگر وجود همبستگی بین این دو متغیر تایید نمی شود .  همچنین ضریب تعیین تعدیل شده  با مقدار۰۱۱/۰،نشان می دهد که ۱٫۱ %از تغییرات معیار کیوی توبین  به تعداد دوره های مالکیت سهامداران می باشد .پس با توجه به موارد اشاره شده در بالا نتیجه می گیریم که ارتباط منفی دارای معناداری در سطح اطمینان ۰٫۹۵ نمی باشد و فرضیه رد می شود .

طبق نتایج حاصل از تحقیقات قبلی مانند الیاس الیاسیانی و جینگی جیا در سال ۲۰۰۹ منتشر شده در مجله بانکداری و امور مالی چاپ شده است وجود رابطه مثبت و معنادار بین تعداد دوره های مالکیت سهامداران نهادی و کیوی توبین  تایید شده است

 

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا بین ثبات و افزایش طول عمر مالکیت سهامداران و عملکرد مالی شرکت می تواند رابطه ی معنا داری وجود داشته باشد  یعنی آیا تفاوت ثبات سهامداران بر روی عملکرد مالی شرکت تاثیر دارد؟

 

تعیین گروه موثر سهامداران و ثبات آنها در عملکرد مالی شرکتها-دانلود پایان نامه ارشد رشته حسابداری

فاما و جنسون  (۱۹۸۵) نشان می دهند که سهامداران غیر متنوع (متمرکز) می توانند قوانین تصمیماتی متفاوتی را متناسب با سهامداران ریز بکارگیرند. مکانیسم های حاکمیتی می تواند ریسک قصور(کوتاهی) را ، بوسیله کاهش دادن هزینه های نمایندگی و نظارت بر عملکرد مدیریت و کاهش اطلاعات نامتقارن بین شرکت و قرض دهندگان ، کاهش دهد.آنها پیدا کردند که شرکتهایی که مالکیت حقوقی بزرگتری دارند و کنترل خارجی قوی تری روی هیئت مدیره دارند از نرخ بالاتر و بازده هی کمتر روی اوراق های جدید انتشاریافته لذت می برند. با وجود این مالکیت حقوقی متمرکز یک تاثیر معکوس روی بازده و نرخ دارد.

اشلیفر و ویشنی (۱۹۸۶) بحث می کنند که سهامداران حقوقی بطور ذاتی مشتاق به نظارت عملکرد شرکت هستند چراکه آنها منافع زیادی از نظارت می برند و از قدرت رأی بزرگتری که به آنها اجازه می دهد که فعالیت ها را اصلاح کنند لذت می برند

وضعیت فرضیه فرعی ششم: بین تعداد دوره های حفظ درصد مالکیت سهامداران(یا افزایش ان) سهامداران و معیار کیوی توبین آن ارتباط وجود دارد .

ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر سود و بازده واقعی سهام (۰٫۰۸۸-) می باشد که این عدد در سطح خطای  ۵% رابطه معناداری را بین دو متغیر نشان نمی دهد . باتوجه به خروجی های نرم افزار spss  ،از آنجا که sig بیشتر از (۰۵/۰ )می باشد در سطح اطمینان( ۹۵ % ) فرض H0 پذیرفته می شود  فرض H1  رد می شود  و به عبارت دیگر وجود همبستگی بین این دو متغیر تایید نمی شود . همچنین ضریب تعیین تعدیل شده  با مقدار-۰٫۰۱۳،نشان می دهد که ۱٫۳- %از تغییرات معیار کیوی توبین  به تعداد دوره های مالکیت سهامداران می باشد .پس با توجه به موارد اشاره شده در بالا نتیجه می گیریم که ارتباط منفی دارای معناداری در سطح اطمینان ۰٫۹۵ نمی باشد و فرضیه رد می شود .

طبق نتایج حاصل از تحقیقات قبلی مانند الیاس الیاسیانی و جینگی جیا در سال ۲۰۰۹ منتشر شده در مجله بانکداری و امور مالی چاپ شده است وجود رابطه مثبت و معنادار بین دوره های حفظ درصد مالکیت سهامداران(یا افزایش ان) نهادی و معیار کیوی توبین  تایید شده است .

استین ۱۹۵۹  و ۱۹۸۸ نشان می دهد که چطور حضور سهامداران با سرمایه گذاری نسبتا بلندمدت می تواند باعث کاهش اشتیاق برای تصمیمات سرمایه گذاری خود خواهانه توسط مدیران می شود.

دمستنز و لن   متوجه شدند که ترکیب مالکیت و کنترل می تواند مفید باشد بطوریکه سهامداران بزرگ می توانند در جهت کاهش اختیارات مدیریت عمل کنند.

 

 

 

۳-۲-۵  نتایج فرضیه اصلی سوم

بین ثبات سهامداران شرکت و بازده حقوق صاحبان سهام در بازار سرمایه  ایران ارتباط وجود دارد.

با ازمون فرضیه بالا که بوسیله متغیرهای سه فرضیه فرعی انجام گرفته است ، وجود رابطه معنادار بین ثبات سهامداران و بازده حقوق صاحبان سهام  تایید نمی گردد.

طبق نتایج حاصل از تحقیقات قبلی مانند الیاس الیاسیانی و جینگی جیا در سال ۲۰۰۹ منتشر شده در مجله بانکداری و امور مالی چاپ شده است وجود رابطه مثبت و معنادار بین ثبات سهامداران نهادی و بازده حقوق صاحبان سهام  تایید شده است .

مطالعات الیاس الیاسیانی و جینگی جیانی به وجود رابطه ای بین ثبات مالکان حقوقی و عملکرد مالی شرکت ( بازده حقوق صاحبان سهام  )  پی بردند که هر چه ثبات در بین این گروه از مالکان بیشتر باشد باعث افرایش عملکرد مالی (بازده حقوق صاحبان سهام  ) می شود ،آنها وقتی سرمایه گذارلن حقوقی(نهادی ) را به دو گروه حساس و غیر حساس تقسیم کردند پی بردند که سهامداران با ثبات هر گروه تاثیر مثبتی روی عملکرد شرکت دارند در گروه اول این تاثیر نسبت به گروه اول بیشتر بود .

از طرفی این گروه به همراه کونیه ایکس۲ در تحقیقی دیگر به وجود رابطه ای مثبت بین ثبات مالکیت سهامداران  حقوقی (شرکتی) و هزینه بدهی پی برده اند ،چرا این به نطر منطقی می رسد که سرمایه گذاران حقوقی بلند مدت در موقعیت خوبی برای یاد گیری درباره شرکتهایی که مالک انها هستند، قرار دارند.هم چنینی انها یک انگیزه قوی برای نظارت دارند از انجایی که آنها می توانند منافع بیشتری از ان کسب می کنند علاوه بر این با پشتیبانی سرمایه گذاران حقوقی(نهادی)می توانندمدیران را از رفتار خودخواهانه جلوگیری کنند و تمرکز روی عملکرد شرکت را افزایش دهد .

و همچنین همین گروه در سال ۲۰۰۷ در بررسی ارتباط بین ثبات مالکان نهادی و عملکرد بی اچ سی شرکت های مورد مطالعه به وجود رابطه مثبت پی بردند

 

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا بین ثبات و افزایش طول عمر مالکیت سهامداران و عملکرد مالی شرکت می تواند رابطه ی معنا داری وجود داشته باشد  یعنی آیا تفاوت ثبات سهامداران بر روی عملکرد مالی شرکت تاثیر دارد؟

 

تعیین ثبات در عملکرد مالی شرکتها-دانلود پایان نامه ارشد

فرضیه فرعی هفتم: بین پافشاری(پایداری) سهامداران و بازده حقوق صاحبان سهام ارتباط دارد .

ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر سود و بازده واقعی سهام (۰٫۲۹۰-)می باشد که این عدد در سطح خطای  ۵% رابطه معناداری را بین دو متغیر نشان می دهد . باتوجه به خروجی های نرم افزار spss  ،از آنجا که sig کمتر از (۰۵/۰ )می باشد در سطح اطمینان( ۹۵ % ) فرض H0 پذیرفته نمی شود  فرض H1  پذیرفته می شود  و به عبارت دیگر وجود همبستگی بین این دو متغیر تایید می شود . همچنین ضریب تعیین تعدیل شده  با مقدار۰۸۴/۰،نشان می دهد که ۸٫۴ %از تغییرات بازده دارایی ها   به تعداد دوره های حفظ مالکیت سهامداران می باشد .پس با توجه به موارد اشاره شده در بالا نتیجه می گیریم که ارتباط معنادار منفی و تقریبا ضعیفی را بین دو متغیر تعداد دوره های حفظ درصد مالکیت سهامداران (یا افزایش ان ) و بازده دارایی ها داریم و فرضیه تایید می شود  .
دانلود پایان نامه

طبق نتایج حاصل از تحقیقات قبلی مانند الیاس الیاسیانی و جینگی جیا در سال ۲۰۰۹ منتشر شده در مجله بانکداری و امور مالی چاپ شده است وجود رابطه مثبت و معنادار پافشاری(پایداری) سهامداران نهادی و بازده حقوق صاحبان سهام  تایید شده است .    از طرفی این گروه به همراه کونیه ایکس۲ در تحقیقی دیگر به وجود رابطه ای مثبت بین ثبات مالکیت سهامداران  حقوقی (شرکتی) و هزینه بدهی پی برده اند ،چرا این به نطر منطقی می رسد که سرمایه گذاران حقوقی بلند مدت در موقعیت خوبی برای یاد گیری درباره شرکتهایی که مالک انها هستند، قرار دارند.هم چنینی انها یک انگیزه قوی برای نظارت دارند از انجایی که آنها می توانند منافع بیشتری از ان کسب می کنند علاوه بر این با پشتیبانی سرمایه گذاران حقوقی(نهادی)می توانندمدیران را از رفتار خودخواهانه جلوگیری کنند و تمرکز روی عملکرد شرکت را افزایش دهد .

شلیفر و ویشنی ۱۹۹۷  مشاهده کردند که سهامداران با حق کنترل ، دقیقا منافع خصوصی را از شرکت جستجو می کنند یا بطور عمومی تر شرکت های با مالکان غیرجداگانه همانند خانواده ها ممکن است بدنبال حداکثرسازی منفعت باشند بدلیل اینکه آنها قادر به جداسازی ترجیحات مالی خودشان با مالکان خارجی نیستند.

فرضیه فرعی هشتم: بین تعداد دوره های مالکیت سهامداران و بازده حقوق صاحبان سهام ارتباط دارد

ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر تعداد دوره های مالکیت سهامدار و بازده حقوق صاحبان سهام  (۰٫۰۹۷) می باشد که این عدد در سطح خطای  ۵% رابطه معناداری را بین دو متغیر نشان نمی دهد . باتوجه به خروجی های نرم افزار spss  ،از آنجا که sig بیشتر از (۰۵/۰ )می باشد در سطح اطمینان( ۹۵ % ) فرض H0 پذیرفته می شود  فرض H1  رد می شود  و به عبارت دیگر وجود همبستگی بین این دو متغیر تایید نمی شود .

همچنین ضریب تعیین تعدیل شده  با مقدار ۰٫۰۳۷،نشان می دهد که ۳٫۷ %از تغییرات معیار کیوی توبین  به تعداد دوره های مالکیت سهامداران می باشد .پس با توجه به موارد اشاره شده در بالا نتیجه می گیریم که ارتباط منفی دارای معناداری در سطح اطمینان ۰٫۹۵ نمی باشد و فرضیه رد می شود .

مطالعات الیاس الیاسیانی و جینگی جیانی به وجود رابطه ای بین ثبات مالکان حقوقی و عملکرد مالی شرکت ( بازده حقوق صاحبان سهام  )  پی بردند که هر چه ثبات در بین این گروه از مالکان بیشتر باشد باعث افرایش عملکرد مالی (بازده حقوق صاحبان سهام  ) می شود ،آنها وقتی سرمایه گذارلن حقوقی(نهادی ) را به دو گروه حساس و غیر حساس تقسیم کردند پی بردند که سهامداران با ثبات هر گروه تاثیر مثبتی روی عملکرد شرکت دارند در گروه اول این تاثیر نسبت به گروه اول بیشتر بود .

از طرفی این گروه به همراه کونیه ایکس۲ در تحقیقی دیگر به وجود رابطه ای مثبت بین ثبات مالکیت سهامداران  حقوقی (شرکتی) و هزینه بدهی پی برده اند ،چرا این به نطر منطقی می رسد که سرمایه گذاران حقوقی بلند مدت در موقعیت خوبی برای یاد گیری درباره شرکتهایی که مالک انها هستند، قرار دارند.هم چنینی انها یک انگیزه قوی برای نظارت دارند از انجایی که آنها می توانند منافع بیشتری از ان کسب می کنند علاوه بر این با پشتیبانی سرمایه گذاران حقوقی(نهادی)می توانندمدیران را از رفتار خودخواهانه جلوگیری کنند و تمرکز روی عملکرد شرکت را افزایش دهد .

و همچنین همین گروه در سال ۲۰۰۷ در بررسی ارتباط بین ثبات مالکان نهادی و عملکرد بی اچ سی شرکت های مورد مطالعه به وجود رابطه مثبت پی بردند

وضعیت فرضیه فرعی نهم: بین تعداد دوره های حفظ درصد مالکیت سهامداران و بازده حقوق صاحبان سهام ارتباط دارد .

 

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا بین ثبات و افزایش طول عمر مالکیت سهامداران و عملکرد مالی شرکت می تواند رابطه ی معنا داری وجود داشته باشد  یعنی آیا تفاوت ثبات سهامداران بر روی عملکرد مالی شرکت تاثیر دارد؟

 

تعیین گروه موثر سهامداران در عملکرد مالی شرکتها-دانلود پایان نامه

ضریب همبستگی پیرسون بین دو متغیر تعدارد دوره های حفظ مالکیت سهامدار یا افزایش ان و بازده حقوق صاحبان سهام (۰٫۲۸۷-)می باشد که این عدد در سطح خطای  ۵% رابطه معناداری را بین دو متغیر نشان می دهد . باتوجه به خروجی های نرم افزار spss  ،از آنجا که sig کمتر از (۰۵/۰ )می باشد در سطح اطمینان( ۹۵ % ) فرض H0 پذیرفته نمی شود  فرض H1  پذیرفته می شود  و به عبارت دیگر وجود همبستگی بین این دو متغیر تایید می شود . همچنین ضریب تعیین تعدیل شده  با مقدار۰۶۳/۰،نشان می دهد که ۶٫۳ %از تغییرات بازده دارایی ها به تعداد دوره های حفظ مالکیت سهامداران می باشد .پس با توجه به موارد اشاره شده در بالا نتیجه می گیریم که ارتباط معنادار منفی و تقریبا ضعیفی را بین دو متغیر تعداد دوره های حفظ درصد مالکیت سهامداران (یا افزایش ان ) و بازده دارایی ها داریم و فرضیه تایید می شود

طبق نتایج حاصل از تحقیقات قبلی مانند الیاس الیاسیانی و جینگی جیا در سال ۲۰۰۹ منتشر شده در مجله بانکداری و امور مالی چاپ شده است وجود رابطه مثبت و معنادار بین تعداد دوره های حفظ درصد مالکیت سهامداران نهادی و بازده حقوق صاحبان سهام  تایید شده است . از طرفی این گروه به همراه کونیه ایکس در تحقیقی دیگر به وجود رابطه ای مثبت بین ثبات مالکیت سهامداران  حقوقی (شرکتی) و هزینه بدهی پی برده اند ،چرا این به نطر منطقی می رسد که سرمایه گذاران حقوقی بلند مدت در موقعیت خوبی برای یاد گیری درباره شرکتهایی که مالک انها هستند، قرار دارند.هم چنینی انها یک انگیزه قوی برای نظارت دارند از انجایی که آنها می توانند منافع بیشتری از ان کسب می کنند علاوه بر این با پشتیبانی سرمایه گذاران حقوقی(نهادی)می توانندمدیران را از رفتار خودخواهانه جلوگیری کنند و تمرکز روی عملکرد شرکت را افزایش دهد .

شلیفر و ویشنی ۱۹۹۷  مشاهده کردند که سهامداران با حق کنترل ، دقیقا منافع خصوصی را از شرکت جستجو می کنند یا بطور عمومی تر شرکت های با مالکان غیرجداگانه همانند خانواده ها ممکن است بدنبال حداکثرسازی منفعت باشند بدلیل اینکه آنها قادر به جداسازی ترجیحات مالی خودشان با مالکان خارجی نیستند.

 

۳-۵ نتیجه گیری کلی تحقیق

با توجه به نتایج حاصل از ازمون های فوق مربوط به فرضیه ها چنین نتیچه گیری می شود که تقریبا بین ثبات سهامداران و عملکرد مالی ارتباط ضغیف و منفی معنا داری وجود دارد البته این ارتباط در در بین شاخص بازده داراییها از عملکرد شرکت و شاخص تعداد دوره های حفظ مالکیت سهامداران از ثبات سهامداران و بین شاخص بازده حقوق صاحبان سهام از عملکرد مالی و شاخص تعداد دوره های حفظ مالکیت سهامداران و پافشاری سهامداران  وجود دارد .این بدین معنی می باشد تغییرات ثبات سهامداران در ایران میزان ضعیفی از عملکرد مالی شرکت را می تواند توجیه کند و از طرف دیگر این ارتباط ضعیف ومنفی برای معیار کیوی توبین صادق نیست و هیچ رابطه معنا داری بین شاخص های ثبات سهامداران و معیار کیوی توبین یافت نشد .

 

۴-۵ پیشنهادهایی مبتنی بر یافته های تحقیق

با توجه به نتایج حاصل از فرضیه ها و اینکه همبستگی بین متغیرهای تایید شده ضعیف می باشد لذا به طور جدی و قطع نمی توان پیشنهاد نمود که به عنوان معیاری برای تصمیم گیری لحاظ گردد اما به منظور کسب اطلاعات بیشتر و توجه به این خصوصیت شرکت، می تواند در ترکیب با سایر معیار های مربوط به سنجش و پیش بینی عملکرد شرکت مورد استفاده قرار گیرد .از این رو با توجه به نتایج حاصله سه شاخص ثبات سهامداران (تعداد دوره های مالکیت سهامداران و تعداد دوره های حفظ مالکیت سهامدار و پایداری مالکیت ) در برازش دو متغیر بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام نقش داشتند و با  معیار کیوی توبین  ارتباطی معنادار نداشتند .

 

  • با توجه به اینکه در هیچ کدام از فرضیه های اصلی ارتباط  معناداری را بین متغیر  ثبات سهامداران و متغیر عملکرد مالی شرکت وجود نداریم و فقط در فرضیات فرعی این ارتباط بصورت ضعیف و منفی وجود داشت  لذا بهتر است ترکیب و تلفیق با سایر ابزارهای پیش بینی و سنجش عملکرد مالی مورد استفاده قرار گیرد و به تنهایی ابزاری قوی و مطمئنی نخواهد بود .

 

۷-۵ پیشنهادهایی برای تحقیقات اتی

با انجام هر پژوهش راه به سوی پژوهش های بعدی باز می شود و لزوم انجام تحقیقات بیشتری احساس میگردد. با توجه به ادبیات و پیشینه پژوهش موضوعات زیر برای انجام پژوهش توسط سایر محققان پیشنهاد میگردد:

  • بکارگیری سایر معیارهای اندازه گیری ثبات سهامداران و سنجش ارتباط با عملکرد مالی شرکت
  • بررسی تاثیر صنعت بر روی ارتباط بین ثبات سهامداران و عملکرد مالی شرکت
  • افزایش دامنه شرکتهای نمونه جهت بررسی ارتباط بین ثبات سهامداران و عملککرد مالی شرکت
  • بررسی تاثیر مالکیت سهامداران نهادی(حقوقی) بین ثبات سهامداران و عملکرد مالی شرکت

 

 

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا بین ثبات و افزایش طول عمر مالکیت سهامداران و عملکرد مالی شرکت می تواند رابطه ی معنا داری وجود داشته باشد  یعنی آیا تفاوت ثبات سهامداران بر روی عملکرد مالی شرکت تاثیر دارد؟

 

شناسایی گروه موثر سهامداران و ثبات آنها در عملکرد مالی شرکتها-پایان نامه ارشد

 

-۱ مقدمه

در این تحقیق ما به بررسی ارتباط بین ثبات سهامداران و عملکرد مالی شرکت می پردازیم . از  آنجایی که ترکیب سهامداران به عنوان بخشی از مبحث حاکمیت شرکتی برای کنترل عملیات شرکت و عملکرد مدیریت مورد استفاده قرار می گیرد ، امروزه نیز ثبات سهامداران به عنوان بخشی از مبحث فوق مورد توجه است و بررسی تاثیر آن بر روی عملکرد شرکت موضوع تحقیقات اخیر گشته است لذا فصل حاضر با ارائه کلیات موضوع تحقیق ، و مساله تحقیق آغاز می شود و سوالات اصلی مرتبط با مساله عنوان می شود و ضرورت تحقیق ، اهداف مربوط به آن و فرضیه های تحقیق که شامل سه فرضیه اصلی و نه فرضیه فرعی است عنوان می شود. در ادامه جهت بررسی های بهتر و اجتناب از دوباره کاری در طول تحقیق و استفاده از یافته های قبلی محققان، پیشینه مرتبط با تحقیق در داخل و خارج از ایران ارائه گردیده است .

 

۲-۱ تاریخچه مطالعاتی تحقیق

مطالعات انجام شده بیشتر در مورد گروه خاصی از سهامداران  انجام شده که در زیر به قسمتی از آنها می پردازیم:

مک کونل  و سرواس[۱](۱۹۹۰) یک رابطه مثبت بین درصد مالکان  حقوقی  و کیوی توبین  شرکت پیدا کرده اند . از طرفی مشابهاً بوجراج و سنگوپتا [۲]  (۲۰۰۳)  نشان می دهند که شرکت های با درصد بیشتر سهام در دست مالکان اصلی هزینه به بازدهی کمتر و نرخ انتشار اوراق بیشتر منجر می شود.

مطالعات الیاس الیاسیانی [۳]  و جینگی جیا [۴]  به وجود رابطه ای بین ثبات مالکان اصلی و عملکرد مالی شرکت پی بردند که هر چه ثبات در بین این گروه از مالکان بیشتر باشد باعث افزایش عملکرد مالی می شود.

از طرفی این گروه به همراه کونیه ایکس و ماو[۵] به وجود رابطه ای مثبت بین ثبات مالکیت سهامداران  حقوقی(شرکتی) و هزینه بدهی پی برده اند . مطالعات انجام شده علاقمند به یافتن ارتباط بین ثبات سهامداران حقوقی (شرکتی) و سایر متغیرهای مربوط بوده است . در این تحقیق سعی بر آن بوده که ارتباط بین این ویژگی سهامداران را در سطح وسیعی ای از انواع سهامداران با عملکرد مالی شرکت مورد بررسی قرار گیرد تا به نتایج مفید تر و دقیق تری دست یابیم.

 

۳-۱ بیان مساله و بیان اصلی سوالهای تحقیق

از زمان ارائه مباحث مربوط به حاکمیت شرکتی وساختارمالکیت وتاثیرآن برروی عملکرد شرکتها ، بررسی تاثیر تغییرات آنها و رسیدن به یک معیار معقول و مناسب درجهت افزایش بازده عملیاتی ومالی، موضوع بسیاری ازتحقیقات گشته است. وجود هزینه های گزاف برای کنترل تصمیمات و فعالیتهای مدیریت به دلیل وجود تضاد منافع بین مدیریت ومالکان شرکت، ساختار مالکیت و سیستم حاکمیت شرکتی را به عنوان یک راه حل مناسب درجهت کاهش هزینه های فوق موضوع توجه محققان قرار داده است .

[۱]. Mac Connel & Servas,1990

[۲]. Bojhraj  & Sengopta,2003

[۳]. Elyas Elyasiany

[۴]. Jingy jia

[۵]. Connie X & Maoe

 

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

آیا بین ثبات و افزایش طول عمر مالکیت سهامداران و عملکرد مالی شرکت می تواند رابطه ی معنا داری وجود داشته باشد  یعنی آیا تفاوت ثبات سهامداران بر روی عملکرد مالی شرکت تاثیر دارد؟