متن کامل پایان نامه رشته :مدیریت

معیارهای اندازه گیری ریسک-13
واریانس———–13
ضریب تغییرات——14
مفروضات اصلی تصمیمات از نظر ریسک———–15
ریسک و فرآیند بودجه بندی———بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد–———-16
روش تعدیل نرخ ارز—-17
روش معادل اطمینان————— —-19
ابزار های سنجش ریسک اوراق قرضه————-21
دیرش————-22
همگرایی (تحدیب) —-25
رابطه مدیریت ریسک وارزش شرکت————–26
ابزارهای مناسب مدیریت ریسک مالی————-27
 
 
چکیده:
در سرمایه گذاری مالی با ریسک های مواجه هستیم که این ریسک ها باید با مدیریت ریسک کاهش یابدمدیریت پروژه وظیفه ای پیچیده است که پیچیدگی آن به بزرگی ابعادکمی و کیفی پروژه دارد. پروژه هادرشرایط کنونی بازاروتجارت درهرلحظه اززمان درمعرض مواجه بابحرانقراردارند. محیط پروژه ها بسیارمتغیر بوده وشرایط عدم قطعیت،بسیارندواین شرایط برای پروژههای بزرگترمشکلترنیزمی گردد. بدون شک،مدیریت صحیح این ریسک ها،پیش بینی ازتسهیل شرایط بحران پروژه ها می باشدوضرورت دستیابی به علوم وابسته وگسترش این علوم،کاملاٌ آشکاراست. این مقاله به فرآیندمدیریت ریسک پروژه پرداخته،فرآیند مدیریت ریسک وابزار های مربوطه می پردازد.هدف مدیریت

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

ریسک کاهش ریسک است نه حذف آن
 
کلید واژه: انواع ریسک، فرآیند مدیریت ریسک، واریانس(ریسک) ،ابزار مشتقه
مقدمه:
ریسک اجتناب ناپذیراست ،اما قوانین رقابتی شرکتهاوسازمانهارامجبورمی سازندتا نگاه دقیق تری به استراتژی مدیریت ریسک داشته باشندوبدین طریق کارایی عملیاتی ومزیت رقابتیشان راافزایش دهند . ریسک محرک قدرتمندی است . امروزه شکست درمدیریت ریسک می تواندسبب ازدست دادن نیروی انسانی حرفهای،ازدست دادن شرکای تجاری وازدست دادن بازاریافرصتهای درآمدزایی وازهمه بدترازدست دادن کامل عملیات کسب وکارشود. هرسازمانی باریسک دست وپنجه نرم می کند،امادرصورت درک ومدیریت درست ریسک،آن ریسک میتواندبه مزیت رقابتی تبدیل شود.
استراتژی سنتی مدیریت ریسک برکنترل ریسک های شناخته شده وناشناخته باهدف به حدقل رساندن احتمال وهزینه روی دادن آن هامتمرکزهستند. امروزه سازمانهای مدیریت ریسک رابعنوان عامل فعال کننده کسب وکارمی دانند. این دیدگاه جدید نه تنهاریسک راتهدیدنمی کند بلکه آنرا فرصت جدیدی تلقی می کندکه میتوانداهرمی برای ساخت محصولات جدید،خدمات جدید،مدلهای جدیدکسب وکاروراههای جدیدی برای رقابت دربازاراست.
امروزه سازمانهای موفق،استراتژیهایی رامی سازندکه مدیریت ریسک راباریسک،متوازن نمایدتابدین ترتیب نوآوری افزایش یابدودربازارجایگاه ویژه ای برای سازمان ایجادگردد.
تئوری مدیریت ریسک
ریسک چیست:

عبارت است هر چیز که حال یا آینده دارای یا توان کسب درآمد شرکت ,موسسه یا سازمان را تهدید می کند.
عدم قطعیتی اگر بیافتد میتواندروی یکی یاچندتاازاهداف تاثیربگذارد.

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات فرهنگی

پرسش پژوهشی: – 10 –

اهداف و ضرورتِ انجام تحقیق: – 10 –

فصل یکم :موضعِ تیوریک؛ یک تصریحِ پیشاقصوی.. – 12 –

دیالوگی میانِ « ازِ» کردی و« منِ» فارسی.. – 13 –
شمالِ خراسان؛ بریکولاژِ استعماری؟ – 15 –
تاملاتی دربابِ زبانِ ملی/ قومی.. – 17 –
ادبیاتِ اقلیت و هویتِ شلاقی؛ سویِ دیگرِ آن.. – 23 –
فصل دوم: مباحثِ روش شناختی.. – 28 –

قصه‌گویی، خاطره‌نویسی، تاریخ‌نگاری.. – 29 –
قومنگاری، قصه و مطالعات فرهنگی.. – 37 –
اتواتنوگرافی از مسیرِ اتنومتدولوژی.. – 40 –
و اما خودِ خودقومنگاری.. – 44 –
بعدالتحریرست: 23/11/1392. – 55 –
فهرست منابع.. – 58 –

بخشِ دوم ـ  از، وای هِنه:یک اتواتنوگرافی از محمودِ طلوعی.. – 61 –

فصلِ یکم: طرزِ خراسانیِ جنگ‌زده‌گی و انزوا؛ مکتوب از سرحد. – 62 –

فصلِ دوم: جنوبِ خفه‌سوز، خفه‌سوز – 92 –

فصلِ سوم: پاتوق‌ها؛ قلمجیغ‌ها؛ گُواف‌ها – 105 –

فصلِ چهارم: سویه‌هایِ طنزِ تیرانداختن.. – 130 –

 

بخش اول
ـ نفوسِ نامطمئنه
 

بجایِ مقدمه

قبل‌التحریر: بفرمائید که انصرافِ روایی!

 

او از خودش، از صندوقچه یِ اسرارش حرفی نمی‌زد.

 او اخلاقِ ضدِخاطراتش را در زندگیش بکار می‌بست

ریمون آرون(1366، ص 137)

 


با این نامه، شاید بریزم بهم!

به‌هرنحوی و از هر زاویه‌ای که می‌برگردم به خاطره، پروژه‌ای محتوم به شکست‌ام. آیا من آنقدر زیسته‌ام که نمایایِ قومِ خویش باشم؟ آیا اصلا کدام قوم؟ یک منِ شسته‌رفته‌یِ روایی آیا هستم این میان؟ بعد مقاله‌یِ آشوری(1389) در بابِ اتوبیوگرافیِ تروتسکی میآید: «کتاب از ژرفکاویِ روانشناختی تهی است… شاید همین باورِ هگلی به پیشینگی و اصالتِ کل است که او را از درون‌نگری و جست‌وجویِ فردیتِ خویش در میان فردیت‌هایِ دیگر بازمی‌دارد… «اما من برایِ خود تراژدیِ شخصی نمی شناسم» …آیا مرا نیز زعمی هگلی دربرگرفته است؟ در من کاشف به عمل آمده است، که من اصلا با مبانیِ نظریِ کارم ـ که هویتِ نژادی و زبانیِ خاصی را از پیش برایم فرض می‌گیرد ـ همکاسه نیستم. پژوهشگر در روشِ اتواتنوگرافی، از بدوِ امر در

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

دامچاله‌ای است. چگونه می‌توان معضلِ سولِپسیزِم و تعمیمِ افراطیِ خود به دیگری را توجیه و تبیین کرد؟ اینجا روشِ مذکور به میدانی هنری وصله و متوسل می‌شود و همینجا است که در تعارض با رویکردِ مارکسیستیِ تروتسکی و بسیاری رویکردهایِ دیگر قرار می‌گیرد. من نیز در شرایطِ اسفبارِ اکنونی و عطف به اینکه هنوز نیمی از یک دوره‌یِ زندگی را هم نگذرانده‌ام، ازاین‌جهت، با مارکسیست‌ها موافق‌ترم. به عقیده‌یِ پلخانفِ روس در«نقشِ شخصیت در تاریخ»( بی تا)، شخص با اشراف به مقتضیاتِ ضرورت است که به آزادی نزدیک می‌شود. مارکسیست‌ها هم نقشِ شخصیت در تاریخ را منتفی نمی‌دانند: دیکتاتوریِ پرولتاریا خودش نمی‌آید، باید آورده شود. میل به کار دوباره. همین « نقش شخصیت در تاریخ» می‌تواند که موضوعِ جدیدم باشد. آیا پایان‌نامه‌ای که از آواره‌گیِ جبری می‌گوید، خود در خدمتِ آگاهی(به قوانینِ امرِ ضرور و جبری) و لذا نزدیکی به آزادی نیست؟ راهنما وارد می‌شود و با دلگیری می‌گوید: هرچند که آگاهیِ خود تورِ دستبافتِ دیگری از قدرت است! پایان‌نامه می‌تواند یک نقشِ شخصی در تاریخ باشد و این گزاره مرا به اتمامِ پروژه ترغیب می‌کند. کدامیک می‌چربد؟ آن اتوبیوگرافیِ شرافتمندانه‌یِ ناظر به انسانِ تمام، یا این ترغیبِ وسوسه انگیز؟

قصه‌ی این زندگیِ کمبارِ شکمپاره، روایتِ شکستِ مدام است و استیگماتیزه‌کردنِ ژنرال‌هایِ شکست‌خورده، بعید می‌دانم که به دردِ تاریخ بخورد؛ چرا که شکست، تمِ محوریِ قومیت در این کشور است. روایتِ مکررِ شکست، روزی روزگاری به مرگِ دلالت‌هایِ سیاسیِ شکست می‌انجامد و بفرجام به محوِ برابرنهادِ آن: ظفر. آیا این همان تزِ کم‌گوییِ آدورنویی نیست در قبالِ فاجعه؟ یا نباید به توصیف رفت یا باید که این توصیف، توصیفِ عمیقِ گیرتزی باشد. البته می‌توانم این خانواده، این اجتماعِ کوچکِ قومی را مولفانی ببینم و در طولِ راه به آنها ارجاع دهم. اما واقعیت این است که این خانواده، منهایِ والدین، جز معدودی نشانگانِ قومی چیزی از هویتِ قومی‌شان به ما نخواهد گفت. آنها هنوز در قیدِ حیات‌اند و به دلایلی اخلاقی بهترکه این سوژه هم فی‌الحال در قیدِ حیات و اکنونیتی معوق بماند. امنیتِ روانیِ سوژه‌یِ مطالعاتی را نمی‌شکنیم تا تنهاییِ بزرگتری به خوابِ تئوریکِ ما نیاید. این یک اقتضایِ رشته‌ای است! آنها بی‌شک قهرمانانِ قصه‌هایِ من‌اند اما با وجودِ پیوندِ تنگاتنگِ موجود میانِ مفهومِ شکست و ایده‌یِ مدرنیسم، زمان، زمانِ روایت نیست.

متغیرِ سن در روایتِ یک دوره‌یِ زندگی، مهمترینِ متغیرهاست. من هنوز بچه‌ام، جوانم و در ابتدایِ ماه‌ام. یک زندگی وقتی شایسته‌یِ روایت می‌شود که درآن مویی به‌واسطه‌ای غیر از آسیاب، سفید شده باشد به‌واسطه‌یِ سلطه‌ای! خودخواهی است با اینهمه روایت‌هایِ تراژیکِ در حاشیه مانده از دیگری! به گمانم بشود از پیوندِ نزدیکِ اتواتنوبیوگرافی با وصیتنامه سخن گفت. ما میراثِ تحلیلیِ چندانی نداریم که برایِ سوژه هایِ خویش به جا بگذاریم؛ نداریم.

اتواتنوگرافی برایِ پژوهشگر، یک جامه‌درانِ خانوادگیِ تئوریک است. حتی یادآوریِ صرفِ خاطرات هم گاهی برایم اخلاقی نیست. اسطوره‌یِ« آبرو» و «کیانِ» خانوادگی برایِ اعضایِ خانواده در اولویت است؛ گرچه برایِ من تنها یک شوخیِ بزرگ است که کارگر افتاده. اعضایِ خانواده‌یِ پژوهشگر، این مطلعینِ بزرگ، به دلایلی مذهبی و گاه واقعی که ما معادلِ جامعه‌شناختیِ استیگما را برایِ آن بکار می گیریم، از مشارکت در این جامه‌دران سر باز می‌زنند و حتی بعید است اجازه‌یِ روایتِ زندگیِ شخصیِ شخصِ خودم را به من بدهند! دارم پیوند علم و وسواس را می‌چشم. زندگیم به‌محضِ یادآوری خطرناک می‌شود! درآن چیزهایی به رویت در میآیند که پیشتر صرفا  قصه‌هایی بودند به جمجمه و حالا دارند رمزگشایی می‌شوند. اتواتنوگرافی روشِ پاکباختگان است، لیکن این فداکاریِ تئوریک بماند برایِ بعدها. در صورتِ ادامه‌یِ کار، روندِ گزینشیِ حافظه دوچندان خواهد شد و دیگر نمی‌توان آنرا یک تکه‌ـ‌تاریخ قلمداد کرد. ما نمی‌خواهیم خودمان را گول بزنیم. بیوگرافیِ خویش را مسکوت می گذاریم تا روزی که حس کنیم رویدادهایش را می‌توان با آزادیِ تمام راوی بود و بعلاوه توانشِ تحلیلیِ ما نیز به‌حدِکافی بالا گرفته باشد. پس دو دلیل ما را از ادامه‌یِ کار باز می‌دارند: 1- به‌عبارتی روانشناختی، سوپرایگویِ ما دارد میلِ ما به روایت و ایگویِ ما را سرکوب می‌کند و 2- توانشِ تحلیلیِ ما جایِ تردید دارد. شاید هم این متن، و این انصرافِ نمادین، صرفا در راستایِ رفلکسیویته به‌دست آمده باشد، یا شاید با تزی طرفیم که بالکل، اندیشیدن به چنین برزخی است!  هر نویسنده رازی است! ما به نفعِ ادبیات، این پروپوزالِ جامعه‌شناختیِ ننگ آور stigmatizer  را می‌نهیم به کناری، هرچند که برایِ توجیهِ خود به اخلاق متوسل شده باشیم و هرچند که این توجیه به طولانی انجامیده باشد. سوژه‌یِ تازه‌ای باید! و باید که در میدانی ادبی. با نیما چه می‌شود کرد؟ آیا « بررسیِ تطبیقیِ تخیلِ جانوران در فروغ و سیلویا پلات» چطور است؟چیزی بخاطرم نمی‌آید، همه چیز سخت است، حتی راحتی.

 

بیانِ مساله
… مکررا اعلام کرده ام در اسلام، نژاد، زبان، قومیت و ناحیه مطرح نیست.

روح‌الله موسویِ خمینی

 

این نامطرحی، البته نفیِ نوعی نابرابری است، و اما توامان نفیِ انواعِ تفاوت هم هست. این نامطرحی، خود، مطرح‌بودنی است دیگرگونه. طرحِ نفی؛ نفیِ طرح. چرا تفاوت نباید مطرح نباشد؟ نامطرحیتِ فوق، تولیدِ انسانِ نامطرحِ مرموز می‌کند یا یک اجتماعِ واحده؟ او مرموز است، چراکه زبان و ناحیه‌یِ او مطرح نبوده، به وصف در نمیآید و پس به‌بیانِ‌دیگر، این سوژه هنوز شناخته نشده است. چیزها به چندگونه نامطرح می‌شوند: یا طرحِ آن ممنوع می‌شود؛ یا پیشتر آنقدر مطرح بوده‌اند که دیگر به شکلی طبیعی برطرف شده و دیگر محلِ بحث نیست‌اند، بل محلِ زندگی‌اند.

روابطِ بینِ قومی؛ مساله این است! و مساله ‌به‌هیچوجه جدید نیست. نیست، تلویحا یعنی امری پروبلماتیک بوده، که کماکان که هنوز، به قوه‌یِ خود باقی است. از آنجا که این امر قوه دارد، حائزِ مطالعه و مطالعاتی جدیتر است؛ چرا که مساله حالا صرفا یک پدیده و ابژه‌ی تروتازه نیست، بل تاریخی از سر گذرانده، پدیده‌ای تاریخی است و با اینحال ادبیاتِ پژوهشیِ موجود در پسِ پشتِ آن قادر به حل آن نبوده است. اما چرا؟ بنظر می آید که اینجا، یا مساله از منظری درست بیان نشده است و یا اصلا مساله‌ای درکار نیست و با یک خطایِ دید در علم‌الاجتماعِ ایرانی مواجه‌ایم. فرم بیانِ یک مساله اگر درست باشد، محتوایی درست‌تر نیز محتمل است. آیا مساله‌یِ مذکور لاینحل است و مهمتر اینکه آیا باید این را بپذیریم؟

طیِ کارِ پژوهشی‌ام برمی‌خورم به مقاله‌ای که تلویحا تکلیفِ حل‌ناشدنیِ مساله‌یِ قومیت در ایران را مشخص و اعلان کرده است، یافته‌یِ اساسیِ این مطالعه برایِ ما این است که «مجلس بررسیِ نهاییِ قانونِ اساسیِ جمهوری اسلامی» متعاقبِ « هژمونیک‌شدنِ اسلامِ شیعی» در رخدادِ هنوز داغ و لذا غیرقابلِ‌تحلیلِ انقلاب « خبرگانِ منتخب، نگرشی پنج‌وجهی( مذهبی، بدیهی، عقلانی، انقلابی، فقهی) به قومیت داشته و آنرا زیرمجموعه‌ای بی‌اهمیت از جامعیتِ دین اسلام تلقی نموده‌اند». گرچه بنا به دلایلی که بر ما نامکشوف است، از« امکان‌ناپذیریِ حلِ پروبلماتیکِ قومیت» سخنی به میان نمی‌آورد. ما اما متعاقبِ مطالعه‌یِ ثانویه‌یِ خود بر مقاله‌یِ مزبور، این امکان‌ناپذیری را فرضیه پژوهشیِ خویش قرار می‌دهیم. وی در مقدمه‌یِ مقاله‌اش تحتِ عنوانِ  قومیت در نگرشِ خبرگان قانون اساسی ( خلیلی، 1387 ( به چهار نکته‌یِ محوریِ مورد نظرِ رهبر انقلاب اشاره می‌کند. یکی از این دلایل برایِ این کاغذ واجدِ اهمیت اساسی است و دلالت هایِ معناییِ بسیاری را حامل است: « شتاب در تدوینِ قانونِ اساسی» ( همان ). عبارتِ پیشگفته تلویحا ما را ارجاع می‌دهد به مولفه‌ای انحصاری و اساسی از حاکمیت و آن « اصلِ تصمیم‌گیریِ» است. وی سپس سراغِ اصلِ پنجمِ پیش‌نویسِ قانون اساسی رفته و به ذکر مفهوم قومیت در آن اشاره می‌کند: « در جمهوری اسلامی ایران همه‌یِ اقوام… از حقوقِ کاملا مساوی برخوردارند و هیچ کس را بر دیگری امتیازی نیست». اینجا هنوز قومیت به‌شکلِ کامل نفی نشده است. و اما بعد از استحاله‌ای ادبی ما را می‌آگاهاند که به نوعی مسخِ کافکایی ماننده است و طردِ زامزا و صحنه ازلیِ این طرد، سیبی است که در پشتِ کافکایِ قومیت فرو می‌رود. استحاله فوق‌الذکر، جایگزینیِ لفظِ « قومیت » است در اصلِ پنجمِ پیش‌نویس به « مردم ایران، ملتِ ایران و بدتر از همه، همگان» ( همان )در متنِ اصلی و مصوب.

همگان یا اقوام؟ تاکید بر هر یک، تاریخِ متفاوتی را برایِ ما رقم خواهد زد. زورِ کلمات و کلا محورِ جانشینی در قوانینِ مکتوب، محورِ بحران است. در همین نقطه کمی درنگ کرده و فرضیه خویش را از سرمی نویسم: پروبلماتیکِ قومیت در ایران به قوه‌یِ خود باقی خواهد ماند زیرا علومِ انسانیِ ایران نکته‌ای ظریف را در این میان از میان انداخته است. همگانِ همگن نیست. همگان، تسهیلِ استیضاحِ ایدئولوژی است. همگان بسطِ دایره‌یِ شمولِ بشری نیست. همگان تعویقِ تفاوت است. همگان جمعِ یکایکِ افراد نیست، جمعِ یکایکِ سوژه هاست. همگان نفیِ امرِ توصیف است؛ توصیفِ یکایک. اتفاقی که به لحاظِ نظری اینجا می‌افتد، یک‌کاسه‌کردن ـ و نه همکاسه‌کردن ـ جمجمه‌یِ قومیت‌ها است و تقلیلِ رده‌بندی به رددادن است. نوعی به قولِ الن بدیو ( 1388 ) « حذفِ ادغامی »(inclusive exclusion ) در اینجا رخ می‌دهد. به‌علاوه، جایگزینیِِ سوسوریِ مذکور، پارادوکسِ مهمی را حامل است که نقدی درونمان ( immanent ) بر آن وارد است. و آن پارادوکس این است: دست زدن به کنشی غیراسلامی برای برساختنِ یک حاکمیتِ اسلامی، چراکه این جایگزینی در تحلیلِ نهایی یک کنشِ غصبی است ـ که تکلیفِ آن در اسلام مشخص است ـ و دایاسپارا چیزی نیست الا

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

کلیات تحقیق. 2

مقدمه. 3

بیان مساله. 4

اهمیت و ضرورت تحقیق. 7

اهداف تحقیق. 8

سوالات تحقیق. 9

خلاصه روش تحقیق. 9

جامعه آماری و حجم نمونه. 9

ابزار گردآوری اطلاعات.. 9

تجزیه و تحلیل داده ها: 9

تعاریف مفهومی و عملیاتی تحقیق: 10

فصل دوم. 12

مروری بر ادبیات تحقیق. 12

مقدمه. 13

تعاریف کارآفرینی.. 13

کار آفرینی سازمانی.. 15

ضرورت کارآفرینی در سازمان. 16

مقایسه ویژگی های شخصیتی و جمعیت شناختی کارآفرینان مستقل با ن سازمانی: 17

الف) ویژگی های شخصیتی.. 17

ب) ویژگی های شخصی و جمعیت شناختی.. 17

تفاوت های کارکردی کارآفرینی مستقل با کارآفرینی سازمانی.. 19

موانع و محدودیت ها برای کارآفرینی سازمانی.. 22

ماهیت سازمان های بزرگ… 22

نیاز به سودهای کوتاه مدت.. 23

فقدان استعداد کارآفرینانه. 23

شیوه های نادرست پاداش… 23

بررسی ادبیات استراتژی های کارآفرینی در سازمان. 25

استراتژی ها از دیدگاه «هانس شول هامر» 26

استراتژی های از دیدگاه «جنینگز» 27

استراتژی ها از دیدگاه «بادن فولر و استاپ فورد» 29

مدل های ارائه شده برای ایجاد کارآفرینی در سازمان. 31

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

مدل کارآفرین سازمانی.. 31

مدل های ایجاد کارآفرینی شرکتی.. 34

قابلیت هایی رهبری کارآفرینانه ، صفات و ویژگی ها 38

ضرورت توجه به رهبری کارآفرینانه. 40

رهبری کارآفرینانه و کارآفرینی.. 41

نگرش رهبری کارآفرینانه و بسترسازی اقدامات کارآفرینانه. 42

ویژگی خلاقیت سازمانی در رهبری کارآفرینانه. 43

شرایط کاری مناسب در بروز خلاقیت.. 44

رهبری کارآفرینانه. 46

هدف رهبری کارآفرینانه. 46

تفاوت رهبری کارآفرینانه با با سایر رهبری ها 47

شخصیت رهبری کارآفرین. 47

منظر کارآفرینانه و رهبری کارآفرینانه. 48

رهبری کارآفرینانه و خلاقیت سازمانی.. 49

چشم انداز کارآفرینانه و رهبری کارآفرینانه. 50

قابلیت های رهبری کارآفرینانه. 51

سوابق تحقیق. 53

معرفی اجمالی سازمان اتوبوسرانی کرج و حومه: 55

فصل سوم. 57

روش شناسی تحقیق. 57

مقدمه. 58

روش تحقیق حاضر: 58

مراحل اجرای تحقیق. 58

جامعه آماری و حجم نمونه. 59

روش نمونه گیری: 59

روش جمع آوری و  ابزار اندازه گیری.. 59

داده های اولیه: 59

داده های ثانویه: 61

تجزیه و تحلیل داده ها: 61

تحلیل های آمار توصیفی.. 61

تحلیل های آمار استنباطی.. 62

آزمون تک نمونه ای.. 62

مدل سازی معادلات ساختاری.. 63

فصل چهارم. 64

تجزیه و تحلیل داده ها 64

مقدمه. 65

روش تجزیه و تحلیل داده ها 66

مشخصات دموگرافیک جامعه: 67

فراوانی پاسخ دهندگان به تفکیک جنسیت: 67

گروه های سنی پاسخ دهندگان: 68

بررسی سطح تحصیلات پاسخ دهندگان: 69

تشریح فرآیند تجزیه و تحلیل توصیفی متغیرهای پژوهش… 70

بخش اول: (متغیر صلاحیت عملکردی ) 71

تجزیه و تحلیل توصیفی مولفه هایِ صلاحیت عملکردی.. 71

نمودارهای هیستوگرام(مولفه های صلاحیت عملکردی ) 73

آزمون اسمیرنوف کولموگروف(مولفه های صلاحیت عملکردی  ) 75

بخش دوم: (متغیر صلاحیت شخصی) 76

تجزیه و تحلیل توصیفی مولفه هایِ صلاحیت شخصی.. 76

نمودارهای هیستوگرام(مولفه های صلاحیت شخصی) 78

آزمون اسمیرنوف کولموگروف(مولفه های صلاحیت شخصی  ) 80

بخش سوم: آزمون تی یک نمونه ای.. 81

نتایج آزمون تی (قابلیت های عملکردی) 81

تحلیل استنباطی فرضیه دوم: 83

آزمون آنالیز واریانس… 85

تجزیه و تحلیل بر اساس مدل سازی معادلات ساختاری.. 86

سنجش بارهای عاملی مدل. 86

سنجش مدل اعداد معنی داری.. 87

فصل پنجم. 88

نتیجه گیری و پیشنهادات.. 88

مقدمه. 89

خلاصه روش شناسی تحقیق. 90

نتایج و یافته های تحقیق: 90

تحلیل توصیفی متغیرها 91

الف) نتایج تحلیل توصیفی مولفه هایِ قابلیت های عملکردی.. 91

ب) نتایج تحلیل توصیفی مولفه هایِ قابلیت های شخصی.. 91

ج) برایند کلی حاصل از تحلیل توصیفی: 92

تحلیل استنباطی متغیرها 92

الف) نتایج آزمون تی یک نمونه ای.. 92

ب) نتایج آزمون آنالیز واریانس… 93

بحث و مقایسه یافته ها 93

الف) صلاحیت عملکردی: 94

ب) صلاحیت شخصی: 95

پیشنهادات مبتنی بر یافته های تحقیق. 95

پیشنهاد برای پژوهش های آینده 100

محدودیت های تحقیق. 100

الف) محدودیتهای خارج از اختیار پژوهشگر. 100

ب) محدودیتهای در اختیار پژوهشگر. 101

منابع مورد استفاده: 102

پیوست.. 110

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                                                    شماره

جدول 2-1: مقایسه ویژگی های شخصیتی بین کارآفرینان مستقل و کارآفرینان سازمانی  18

جدول 2-2: تفاوت های کارکردی کارآفرین سازمانی با کارآفرین مستقل  21

جدول 2-3: موانع و راه حل های پیشنهادی برای کارآفرینی سازمانی  24

جدول 2-4: ویژگی های مشهود اعمال کارآفرینی در سازمان  31

جدول 4-5: ساختار کارآفرینی شرکتی  36

جدول 2-6: خلاصهی برخی از نتایج تحقیق های رهبری کارآفرینانه و گرایش کارآفرینانه 54

جدول 4-1 : فرآیند تجزیه و تحلیل آماری داده ها در فصل چهارم 66

جدول 4-2 : فراوانی مطلق و نسبی وضعیت جنسیتی مخاطبین تحقیق  67

جدول 4-3 : فراوانی مطلق و نسبی وضعیت گروه های سنی مخاطبین تحقیق  68

جدول 4-4 : فراوانی مطلق و نسبی مقاطع تحصیلی گروه مخاطبین تحقیق  69

جدول 4-6 : فرآیند تحلیل توصیفی مولفه ها و متغیرهای پژوهش    70

جدول 4-7 : تحلیل توصیفی مولفه هایِ متغیر صلاحیت عملکردی  71

جدول 4-8 : تحلیل توصیفی صلاحیت عملکردی  کلی  72

جدول 4-9 : نتایج آزمون اسمیرنوف-کولموگروف (مولفه های صلاحیت عملکردی) 75

جدول 4-10 : تحلیل توصیفی مولفه هایِ متغیر صلاحیت شخصی  76

جدول 4-11 : تحلیل توصیفی صلاحیت شخصی کلی  77

جدول 4-11 : نتایج آزمون اسمیرنوف-کولموگروف (مولفه های صلاحیت شخصی) 80

در جدول 4-12: نتایج آزمون تی یک نمونه ای قابلیت های عملکردی مدیران  82

در جدول 4-13: نتایج آزمون تی یک نمونه ای قابلیت های شخصی مدیران  84

در جدول 4-14: نتایج آزمون آنالیز واریانش قابلیت های رهبری کارآفرینانه 85

 

 

 

 

فهرست اشکال

عنوان                                                                                                                    شماره

شکل  (2-1) مدل تعاملی کارآفرینِ سازمانی: منبع: کوراتکو و دیگران (1993) 33

شکل  (2-2) تاثیر دیدگاه مشترک در موفقیت: منبع: کوراتکو و هاجتس (1989) 34

شکل 2-1 : ابعاد اصلی قابلیت های رهبری کارآفرینانه 51

نمودار  4-2 : فراوانی مطلق وضعیت جنسیتی پاسخ دهندگان  67

نمودار  4-2 : فراوانی مطلق وضعیت جنسیتی پاسخ دهندگان  68

نمودار  4-3 : فراوانی مطلق سطوح تحصیلاتی پاسخ دهندگان  69

شکل  4-1 : نمودارهای هیستوگرام (مولفه های صلاحیت عملکردی ) 73

شکل  4-2 : نمودارهای هیستوگرام (صلاحیت عملکردی  کلی ) 74

شکل  4-3 : نمودارهای هیستوگرام (مولفه های صلاحیت شخصی  ) 78

شکل  4-4 : نمودارهای هیستوگرام (صلاحیت شخصی کلی ) 79

شکل  4-5 : مدل اجرا شده پژوهش همراه با ضرایب بارهای عاملی  86

شکل  4-6 : مدل ترسیم شده پژوهش همراه با ضرایب معناداری Z  87

 

 

 

 

 

 

 

چکیده

هدف از این پژوهش  شناسایی و سنجش قابلیت های رهبری کارآفرینانه در بین مدیران سازمان اتوبوسرانی کرج بوده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی ، از نوع بررسی به صورت میدانی، از نظر گردآوری داده ها به صورت پیمایشی و از لحاظ تحلیل داده ها از نوع توصیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران سازمان اتوبوسرانی شهر کرج به تعداد 25  تشکیل داده که با توجه به محدود بودن حجم جامعه از روش تمام شماری به منظور تعیین نمونه پژوهش بهره جسته شد و تمامی مدیران سازمان مذکور در پژوهش حاضر شرکت داده شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه بهره جسته شد که در آن با بررسی مبانی نظری به تعیین ابعاد و مولفه های مهم در حیطه  قابلیت‌های رهبری کارآفرینانه پرداخته و در آن از گزینه های پاسخ دهی مبتنی بر طیف 5 گزینه ای لیکرت استفاده شد. روایی ابزار با دریافت نظرات  متخصصین و اساتید محترم دانشگاهی مورد تایید قرار گرفت و همچنین پایایی ابزار نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ با مقدار ضریب بالای 0.7 مورد تایید قرار گرفته شد. در تجزیه و تحلیل داده ها نیز از  تحلیل های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. در سطح استنباطی از آزمون های تی یک نمونه ای، آزمون آنالیز واریانس در نرم افزار SPSS و به منظور تعیین برازش مدل نیز از نرم افزار smart.pls.3 در محاسبه تحلیل عاملی استفاده گردید. نتایج نشان داد که می توان قابلیت های رهبری کارآفرینی را در دو بعد اصلی صلاحیت عملکردی و شایستگی های شخصی و در 14 مولفه تقسیم بندی نمود.

 

 

کلید واژه: قابلیت های رهبری کارآفرینانه- کارآفرینی در سازمان-صلاحیت عملکردی- شایستگی های شخصی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول
 کلیات تحقیق
 

 

 

 

 

 
 

 

 

 

 

 

 

مقدمه
امروزه کارآفرینی یکی از موضوعات بسیار مهم بویژه در حیطه اقتصادی بوده که سالانه میزان زیادی از تحولات و شکوفایی اقتصادی به آنان اطلاق می گردد. اما  برخی از محققین به آن اشاره دارند، ناکامی بسیاری از این فعالیت ها و یا کسب و کارهای جدید بوده است. در همین راستا بنر[1] 1998 بیان می دارد که هرچند ایجاد کسب و کارهای جدید بسیار رشد شگرفی بویژه در ایالات متحده داشته است و هر سال به تعداد آن ها افزوده می گردد ولی، اطلاعات به ثبت رسیده موید آن است که بسیاری از این کسب و کارهای جدید که اغلب موارد کارآفرینان آن را مدیریت می نمایند به شکست منجر گردیده است. به عنوان مثال، دان و براداستریت[2]  گزارش نموده است که تعداد کسب و کار شکست خورده از 71931 در سال 1996 به 83384 در سال 1997 افزایش یافته است، این افزایش میزان 15.9 درصدی را به خود اختصاص داده است(بنر، 1998).

مور (1999) در همین راستا بیان می دارد که شکی نیست که می توان از بروز بسیاری از این شکت ها پیشگری نمود. دلایل امیدوار کننده بسیاری در تبیین علل بروز این شکست ها بیان گردیده اما یک یک فاکتور بسیار مهم در موفقیت بلند مدت در یک سرمایه گذاری جدید، قابلیت ها و توانایی رهبری شخصی بنیانگذار یک فعالیت کارآفرینانه است(مور[3]، 1999).

آن چه که در این میان حائز اهمیت می باشد استفاده از خصوسیات و قابلیت های مهم رهبری کارآفرینان در این زمینه می باشد. به عقیده اسورز و لیدون (2014) نیز شایستگی های رهبری کارآفرینانه نیز یکی از فاکتورهای بسیار مهم در موفقیت کسب و کارهای کارآفرینانه خواهد بود و در صورت برخورداری یک مدیر از این ویژگی ها و صفات می تواند از یک مدیر عادی به یک مدیر موفق تبدیل گردد(اسورز و لیدون ،2014). بر همین اساس در این پژوهش به شناسایی و ارائه قابلیت های رهبری کارآفرینانه در سازمان ها پرداخته شده است و علاوه بر این مهم، پس از شناسایی فاکتورهای مورد بررسی، این معیارها به صورت موردی در سازمان اتوبوسرانی  و در بین مدیران این سازمان مورد بررسی قرار گرفته شده است. که در این فصل به منظور تشریح موضوع مورد نظر، به ارائه بیان مسئله، ضرورت تحقیق، اهداف و فرضیات پژوهش پرداخته شده است.

بیان مساله
کارآفرینی مقوله ی بسیار مهمی است که بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه توجه جدی به آن مبذول داشته و می دارند. در این میان،  یکی از شاخه های اصلی کارآفرینی،  کارآفرینی در سازمان است که بدون شک سهم چشم گیری در توفیق و تعالی سازمان ها دارد(احمدپور، 1383).

امروزه کارآفرینان به عنوان عاملان یا تسهیل گران تغییر در دنیای کسب و کار شناخته شده اند: کسانی که فرصت هایی را که دیگران نمی یابند و یا به عنوان مشکل می شناسند،  تشخیص می دهند. با این وجود کارآفرینان به عنوان نوآوران،  ایجادکنندگان چشم انداز مشترک،  با مساله ی توسعه ی شایستگی های رهبری به منظور رشد کسب و کار و تبدیل شدن آنها به مدیران حرفه ای ( در رهبری کارآفرینانه ) روبرو شده ا ند(جورج و تارابیشی[4]،2009). از آنجا که امروزه دنیای کسب و کار،  غیر قابل پیش بینی و بسیار پیچیده شده است به کارگیری رویکردهای سنتی و یا حتی به نسبت جدید رهبری و راهبردی نمی‌توانند برای بلندمدت،  اثربخش باشند. در چنین شرایطی راهبرد  رهبری کاملا جدیدی برای هدایت کسب و کار مورد نیاز است که مک گریث و مک میلان (2002) آن را رهبری کارآفرینانه می‌نامند.

کلمه قابلیت لغتی لاتین به معنای شایستگی است. بویاتزیس قابلیت یا شایستگی را به عنوان ویژگی‌های اساسی یک فرد تعریف می‌کرد که منجر به اثر بخشی عملکرد برتر وی در یک شغل می شود.در تعریفی دیگر قابلیت یک ویژگی فردی است که می‌تواند اندازه گیری شود و می‌تواند بین کارکنان برتر و معمولی تمایز قائل شود.رهبری نوعی نفوذ اجتماعی است که در آن رهبر مشارکت داوطلبانه کار کنان را در تلاش برای کسب هدف‌های سازمانی طلب می‌کند.رهبران برای ترغیب مشارکت داوطلبانه‌ی کارکنان هر گونه اختیار و قدرتی را که دارند با ویژگی‌های شخصی خود و مهارت های اجتماعی تکمیل می‌کنند.

وقتی کارآفرینان قادر به فروش ایده هایشان می‌گردند تبدیل به رهبر می‌شوند. هدف از رهبری کار آفرینانه عبارت است از :

الهام بخشی
انگیزش سریع یک گروه صاحب ایده‌های جدید
هدایت آنهادر تبدیل این دیدگاه مشترک به واقعیت است
رهبری کارآفرینانه پنج تفاوت عمده با رهبری کسب و کار‌های دیگر دارد:

– جهت‌دهی استراتژیک

– کشف فرصت‌ها

– جمع‌آوری منابع

– کنترل منابع

– ساختار مدیریتی

رهبری کارآفرینانه نوعی رهبری در سازمان‌ها است که پایه و اساس آن را کارآفرینی تشکیل می‌دهد و بر عواملی نظیر ریسک پذیری، نوآوری، پشتکار و نوسازی تأکید می‌کند. (صفات و ویژگی‌های رهبری کارآفرینانه- سیدعلیرضا هاشمی‌نکو- دانشگاه علامه طباطبایی-1391)

در رهبری کارآفرینانه تمرکز بر فرصت و ایجاد کسب و کار جدید یا توسعه ی کسب و کار موجود است(تورنبری[5]،2006). اما تارابیشی،  فرنالد و سولمون3 (2000) رهبری کارآفرینانه را،  شناسایی فرصت های سودمند در بازار پویا می دانند. در این مقاله رهبری کارآفرینانه چنین تعریف می شود: فرآیند نفوذ در دیگران (از جمله مدیران و کارکنان) به منظور شناسایی و بهره برداری و یا کمک به شناسایی و بهره برداری از فرصت های کارآفرینانه و مزیت های داخلی سازمان. اما پژوهش های مربوط به رهبری کارآفرینانه به ویژه تا سال 2005 دارای نارسایی های عمده ای بوده اند.

تحقیق های کم وحتی ضعیفی درباره ی قابلیتهای کارآفرینانه رهبران که به سازمان ها و شرکت هایشان برای تبدیل شدن به سازمان کارآفرین کمک می کنند،  انجام شده است. برای مثال در مطالعه ای میدانی پیرس،  کارمر و رابینز (1997)  رفتارها و شایستگی های رهبران کارآفرین را شناسایی و تحلیل کرده اند (1997) . برخی از این قابلیت ها عبارتند از: (1) رهبران کارآفرین اقدام های خود را با حذف تشریفات زائد اداری،  به طور کارآمد انجام می دهند،  (2) آنها ایده های خوب دیگران را رصد می کنند، (3) دیگران را به بهره برداری خلاق از ایده هایشان تشویق می کنند،  (4) افراد را برای مواجه با یک چالش گرد هم می آورند و (5) محیطی ایجاد می کنند که در آن افراد برای ایجاد بهبود برانگیخته می شوند و …

البته مهمترین ایراد این تحقیق این است که این رفتارهای یازده گانه تنها بیانگر مشارکت غیر مستقیم و غیر فعال رهبر کارآفرین در فرآیند کارآفرینی است.

در تحقیق دیگری ایکولز و نک (1998) جنبه های دیگری از رفتارهای کارآفرینانه را تبیین کردند. به زعم آنها رفتارهای کارآفرینانه سه نوع هستند: کشف فرصت،  تسهیل فرصت و انگیزه ی بهره برداری از فرصت (اچلوز و نیک[6]،1998) اما از آنجا که کارآفرینی،  فرآیند شناسایی،  ارزیابی و بهره برداری از فرصت ها(بارن و شین[7]،2008) است،  از این رو رهبران می توانند نقش کلیدی در این فرآیند داشته باشند. به زعم ترنبری (2006) رهبر کارآفرین یا نقش فعال در این فرآیند ایفا می کند یا تسهیل گر این فعالیت ها خواهد بود. رهبران کارآفرین فعال،  عامل ایجاد ارزش بوده و آماده ی شناسایی،  توسعه و کسب فرصت های ایجاد کسب و کار جدید،  هستند. این فرصت ها در واحدها،  و یا در بین مرزهای سازمانی و یا در محیط کسب و کار یافت می شوند. اما رهبرانی که نقش تسهیل گری ایفا می کنند،  به طور مستقیم،  عامل شناسایی و پیش برنده ی فرصت ها نیستند بلکه شرایطی را در سازمان ایجاد یا فراهم می کنند که نوآوری و فرصت های کارآفرینانه را می توان در آن شرایط به طور دائم پیگیری کرد.(تورنبری[8]،2006).

با توجه به تعاریف متعددی که از کارآفرینی و رهبری کارآفرینانه و برخی از قابلیتهای رهبری کارآفرینانه ارائه شد و همچنین مد نظر قرار گرفتن این موضوع که کارآفرینی از جنس هنر، نوآوری و خلاقیت است با رهبری که از قماش اداره و مدیریت سازمان است این تحقیق در پی آن است که در وهله اول قابلیتهای رهبری کارآفرینانه را در بین مدیران سازمان اتوبوسرانی کرج شناسایی کرده و در گام بعدی میزان بهره مندی مدیران سازمان اتوبوسرانی کرج را از این قابلیتها مورد بررسی قرار دهد و میزان قوت و ضعف قابلیت های رهبری کارآفرینانه را در میان آنها مشخص کند.

اهمیت و ضرورت تحقیق
با وجود رشد روزافزون اطلاعات و گرایشات کارآفرینی و همچنین بالا رفتن سطح حمایتی دولت ها از فعالیت های کارآفرینانه ضرورت انجام تحقیقات گسترده و مبتنی بر محتوا در این زمینه احساس می شود. قابلیت های رهبری کارآفرینانه، سبک رهبری مشارکتی در کارآفرینی ، مدیریت دانش در بدنه سازمان و ایجاد جو مناسب برای خلاقیت سازمانی از چالش های جدید رهبری هستند که در عصر کارآفرینی شناخته شده اند. با توجه به رشد شتابدار و چشمگیر صنعتی و تجاری در سال های اخیر عوامل زیر به عنوان علل این رشد برشمرده شده اند:(کوراتکو و هودگیتز[9]، 2007).

مهمترین چالشی که کارآفرینان با آن مواجهند متقاعد کردن افراد دیگر جهت همراهی با آنهاست . این افراد می توانند یک جامعه سرمایه گذار و یا خود افراد درون سازمان باشند ، در مراحل پس از تولید و تجاری سازی ایده ، کارآفرین با جامعه بزرگتری به نام بازار و مشتریان بالقوه و بالفعل مواجه است و این ارتباط به دلیل جدید بودن محصول  فراتر از ارتباط بازاریابان و مدیران فروش با مشتریان است(کوراتکو و دونالد[10]،2007).

این باور وجود دارد که اعمال کارآفرینی میان مدیران یک سازمان طیف وسیع و گسترده ای است (هرینونن و کرولا[11]،2003) که نیل به درجات متعالی آن امری بسیار خطیر قدم گذاری و حرکت مثبت به سوی مدارج بالای این طیف،  موجب اثرگذاری مستقیم بر عملکرد سازمان و بهبود محسوس آن می شود(هورنزبای و همکاران[12]،1993). بر همین اساس بسیاری از دانشمندان اوایل دهه 1980 میلادی در پی آن بودند تا به جست و جوی « مولفه هایی » بپردازند تا به مدد آنها بتوانند میزان رویکرد مدیران بالقوه ی یک سازمان به کارآفرینی را اندازه گیری و بر همین مبنا،  اثرگذاری این پدیده را در عملکرد سازمان ارزیابی کنند.

وجود مدیر یا رهبر کارآفرین موجب افزایش خلاقیت و نوآوری می شود که به دنبال آن بهره وری به وجود می آید هرچه قدر تفکر کارآفرینی در میان مدیران سطوح مختلف پر رنگ تر باشد،  موجب انتقال آن به نیروهای زیر دست شده و کل سازمان را فرا می گیرد.

لذا با توجه به نقش و جایگاهی که کارآفرینی در موفقیت یک سازمان دارد از یک طرف و نیز تاثیرگذاری مستقیم کارآفرینی بر متغیرهای اصلی سازمان نظیر اهداف،  کارکنان،  عملکرد و موارد مشابه و هم چنین وجود موانع و دشواری هایی که از عدم صحیح شناخت و رهبری کارآفرینانه،  گریبانگیر مدیریت سازمان ها می شود انجام چنین تحقیقی ضرورت می یابد. از سوی دیگر با تعیین قابلیت های رهبری کارآفرینانه در سازمان اتوبوسرانی موجب افزایش این فرهنگ در این سازمان ها می شویم و زمینه مناسبی در جهت طرح ریزی برنامه ها و اقدامات مدیریت سازمان ها در جهت گام برداشتن به سوی سازمانی با فرهنگ کارآفرینی بالا می گردد.

 
اهداف تحقیق
هدف اصلی:

این پژوهش به دنبال شناسایی و سنجش قابلیت های رهبری کارآفرینانه در بین مدیران سازمان اتوبوسرانی کرج می باشد.

اهداف فرعی:

1- تعریف و شناسایی مهم ترین قابلیت های رهبری کارآفرینانه متناسب با سازمان های حمل ونقل

2- شناخت ابعاد و زیرمعیارهای قابلیت های رهبری کارآفرینانه متناسب با مدیران سازمان اتوبوسرانی

3- ارائه ابزار معتبر جهت ارزیابی و سنجش قابلیت های رهبری کارآفرینانه در بین مدیران سازمان اتوبوسرانی

4- شناسایی نقاط قوت و ضعف مدیران بر اساس ارزیابی قابلیت های رهبری کارآفرینانه و ارائه پیشنهادهایی برای بهبود نقاط ضعف مدیران

[1] Benner

عدم تعادل فاحش دو عوض در زمان تراضی می تواند باعث خیار غبن برای زیان دیده باشد اگر وقوع حوادث پیش بینی نشده در زمان اجرای قرارداد نیز تعادل عرفی تعهدات طرفین را دچار اختلال نماید امکان تعدیل یا فسخ قرارداد وجود خواهد داشت. غبن ناظر بر نابرابری اقتصادی بین

عدالت قراردادی/:پایان نامه شروط ناعادلانه قرارداد
عدم تعادل فاحش دو عوض در زمان تراضی می تواند باعث خیار غبن برای زیان دیده باشد اگر وقوع حوادث پیش بینی نشده در زمان اجرای قرارداد نیز تعادل عرفی تعهدات طرفین را دچار اختلال نماید امکان تعدیل یا فسخ قرارداد وجود خواهد داشت. غبن ناظر بر نابرابری اقتصادی بین عوضین در زمان انعقاد قرارداد است در حالی که نظریه عدم پیش بینی ناظر بر نابرابری تعهدات ضرورتا در حین اجرای عقد حادث می شود پس غبن نمی تواند توجیه گر قرارداد در زمان اجرا باشد. منشا خیار غبن نوعی عیب رضا است و عامل آن درونی است به این جهت که حکایت از سوء استفاده و بهره برداری ازجهل طرف مقابل نسبت به ارزش واقعی مورد معامله دارد، در حالی که به هم خوردن تعادل عوضین در حین اجرا نمی تواند به اراده های درونی اشخاص مرتبط گردد. دکتر کاتوزیان در جواب این استدلال ها معتقدند که نهاد غبن به عنوان یک قاعده عمومی قراردادها و وسیله ای برای جبران زیان ناشی از نامتعادل بودن عوضین است پس هر جا تعادل عوضین مختل شود به کار می آید، ایراد نظر وی این است که محدوده ی غبن به زمان تشکیل عقد طبق قانون مدنی منحصر    می گردد و راجع به زمان اجرای محل بررسی است، در جواب این سوال اگر مبنای خیار غبن را اختلال در تراضی بدانیم یعنی به هر نحو ممکن بتوان این اختیار را ناشی از سرپیچی از خواست مشترک طرفین قلمداد کرد، بر هم خوردن توازن در زمان آینده نمی

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

تواند تعدیل یا فسخ قرارداد را توجیه کند، زیرا عامل بیرونی موجب دشواری تعهد گردیده است، اما دکتر کاتوزیان معتقدند که مبنای غبن در ایران جلوگیری از ضرر ناروای مغبون است و قانونگذار به همین دلیل حکم نخستین و طبیعی عقد را به دلیل ناروایی به حکم ثانوی تغییر می دهد و لزوم را در رابطه با مغبون به جواز و اختیار تبدیل می کند. دکتر کاتوزیان در رابطه با نظر فقها در خصوص اینکه معیار کاهش یا افزایش قیمت را فقط زمان انعقاد عقد دانسته اند این گونه

 

 

 

پاسخ داده اند: مساله مورد بحث فقهای متقدم با بحث حادث کنونی متفاوت است زیرا آنان می خواستند فزونی و کاستی بهای مبیع را در فاصله میان عقد و تسلیم در غبن بی اثر بدانند، و این امر به عنوان قاعده ای منطقی و قابل قبول است در حالی که مساله ما امری استثنائی و زاده تحولات اقتصادی در سده اخیر است و پدیده دور از انتظار و ناگهانی که باعث دگرگونی چهره عقد و ایجاد عسر و حرج  می شود و تعادل قراردادی را چنان به هم می زند که تناسب تعهد یک طرف با دیگری صوری می نماید، پس شهرت در فقه یا ادعای اجماع حتی درصورت وجود، به دلیل اختلاف موضوع نمی تواند مانع اجتهاد و رویه قضایی و حرکت نظرات حقوقی در این زمینه شود. عده ای درانتخاب بین فسخ وتعدیل، حق فسخ زیان دیده را به دلایلی برگزیده اند از جمله:

1- این نتیجه با روح قوانین ما و جمع عدالت و حاکمیت اراده سازگارتر است.

2-از نظر تاریخی دادن حق فسخ با روح قانون مدنی نزدیک تر است زیرا مشهور این است که اجرای لاضرر باعث فسخ حکم ضرری می شود لیکن حکم ثانوی را القاء نمی کند و اثر مثبت ندارد

3-از لحاظ عملی دادن حق فسخ به زیان دیده بهتر است و مشکلات ناشی از تعدیل قرارداد توسط قاضی به        همراه ندارد. (کاتوزیان،1376، 167) همچنین دراصل 40 قانون اساسی نیز به مقوله وارد کردن ضرر به دیگران اذعان و مقرر گردیده هیچ کس حق ندارد اسقاط حق خود را وسیله اضرار به غیر قرار دهد. نکته مهم اینجاست که مفهوم عدالت قراردادی یک مفهوم عرفی( حقوقی، قضایی ) است. حال به دلیل اینکه در حقوق ( قوانین ) ایران به صراحت از عدالت قراردادی بحثی به میان نیامده، به حکم اصل 167 قانون اساسی قاضی موظف است در صورت سکوت ، اجمال و فقدان نص قانونی، به منابع معتبر فقهی مراجعه و حکم آن را استخراج کند.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت

 

                                                 فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                صفحه

چکیده……………………………………………………………………………………………………………………………..1

فصل اول- کلیات تحقیق

1-1 ) مقدمه. 3

1-2 ) بیان مساله. 4

1-3 ) سوال تحقیق.. 5

1-4 ) اهمیت موضوع. 6

1-5 ) اهداف تحقیق.. 7

1-6 ) چهارچوب نظری تحقیق.. 8

1-7 ) فرضیه های تحقیق.. 9

1-8 ) تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها ی تحقیق.. 9

1-9) قلمرو تحقیق.. 11

فصل دوم- مروری بر ادبیات تحقیق

بخش اول)اطلاعات بازار

2-1-1) مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………….14

2-1-2 ) تشریح مفهوم بازار. 14

2-1-3) مفهوم اطلاعات بازار. 15

2-1-4) منابع اطلاعات بازار. 15

2-1-5) کاربرد اطلاعات بازار. 16

2-1- 6 ) مزیت… 17

2-1-7) تعریف مزیت رقابتی.. 17

2-1-8) نظریه‌های موجود در خصوص مزیت رقابتی.. 19

2-1-8-1) نظریه سازمان صنعتی.. 19

2-1-8-2 ) نظریه منبع محور. 21

بخش دوم) ارزش ویژه برند

2-2-1) مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………….25

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

2-2-2)تشریح مفهوم برند. 25

2-2-3)چهارچوب شناسایی برند. 26

2-2-4)  ارزش ویژه برند. 27

2-2-5 ) مزایای ارزش ویژه برند. 29

2-2-6) دیدگاههای مطالعه ارزش ویژه برند. 30

2-2-7-1) مدل ارزش ویژه برند   32

2-2-7-2) مدل ارزش ویژه برند کلر. 42

بخش سوم) پیشینه تحقیق

2-3-1) مقدمه. 47

2-3-2) پیشینه داخلی.. 47

2-3-3) پیشینه خارجی.. 49

بخش چهارم) آشنایی با صنعت لوازم خانگی

2-4-1) مقدمه. 55

2-4-2) صنایع لوازم خانگی ایران. 55

2-4-3)اهداف و برنامه های وزارت صنعت،معدن و تجارت در بخش صنعت لوازم خانگی.. 58

2-4-4) بررسی آثار رفع تحریم ها بر صنایع لوازم خانگی ایران. 62

2-4-5 ) آمار صادرات و واردات لوازم خانگی ایرانی.. 63

فصل سوم – روش اجرای تحقیق

3-1) مقدمه. 68

3-2) روش تحقیق.. 68

3-3) فرایند اجرای تحقیق.. 68

3-4) جامعه و نمونه آماری.. 68

3-5) روش و ابزار جمع آوری داده ها و اطلاعات… 69

3-6)  روایی و پایایی ابزار اندازه گیری.. 71

3-6-1) روایی.. 71

3-6-2) پایایی.. 71

3-7) روش تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات… 72

فصل چهارم- روش تجزیه تحلیل داده ها

4-1) مقدمه. 77

4- 2 ) توصیف مشخصه های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان. 78

4-3) توصیف متغیرهای تحقیق……………………………………………………………………………………………….84

4-4) آزمون مدل و فرضیه ها 89

4-4-1) تحلیل عاملی تائیدی مدل اندازه گیری تحقیق.. 89

4-4-2) آزمون مدل های تحقیق: 93

4-4-3) نتایج آزمون مدل. 94

4-4-4)بررسی قدرت تبیین مدل. 96

4-4-5) تحلیل مسیر های مستقیم و غیر مستقیم حاصل از مدل ساختاری تحقیق.. 96

4-4-6)نتایج آزمون فرضیه های تحقیق.. 97

فصل پنجم – بحث و نتیجه گیری

5-1) مقدمه. 99

5-2) نتیجه گیری.. 99

5-2-1) نتایج بررسی توصیفی داده ها 99

5-2-2) نتایج آمار استنباطی.. 100

5-3) پیشنهادات تحقیق.. 101

منابع. 103

پیوست ها………………………………………………………………………………………………………………………….109

پیوست (1) پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………….110

پیوست (2) ضریب آلفای متغیر ها…………………………………………………………………………………………114

پیوست (3) نمودار های توصیفی متغیر ها……………………………………………………………………………….118

پیوست (4) خروجی نرم افزار……………………………………………………………………………………………….132

                                                                           فهرست اشکال

عنوان                                                                                                       صفحه

شکل(1-1) مدل مفهومی تحقیق برگرفته از مدل گلیسس و همکاران. 9

شکل) 2-1) مدل زنجیره ارزش 20

شکل( 2-2)مدل ارزش ویژه برند آکر. 33

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                       فهرست جداول

عنوان                                                                                     صفحه

جدول (2-1) خلاصه پژوهش های انجام شده 50

جدول (2-2) وضعیت صادرات و واردات لوازم خانگی در دوازده ماهه سال 93 88. 65

جدول (2- 3) وضعیت صادرات و واردات لوازم خانگی در دو ماهه سال 94. 66

جدول( 3-1) صفات کیفی و ارزش های عددی گزینه های پرسشنامه. 70

جدول( 3-2 ) تعداد سازه ها و سوالات مربوط به هر متغیر. 70

جدول( 3-3) درصد آلفای متغیرها 72

جدول (4 – 1 ) توصیف متغیر جنسیت پاسخ دهندگان. 78

جدول (4 – 2 ) توصیف متغیر سن پاسخ دهندگان. 79

جدول( 4 – 3 ) توصیف متغیر میزان تحصیلات پاسخ دهندگان. 80

جدول( 4 – 4 ) توصیف متغیر شهرستان. 81

جدول (4 – 5 ) توصیف متغیر انتخاب برند. 82

جدول (4 – 6 ) توصیف متغیر محصول برند. 83

جدول ( 4- 7 ) توصیف متغیر اطلاعات بازار. 84

جدول (4 –  8 ) توصیف متغیرمزیت اطلاعات… 85

جدول( 4 –  9 ) توصیف سازه های متغیر مزیت اطلاعات… 85

جدول( 4 –  10 ) توصیف متغیر آگاهی برند. 86

جدول( 4 –  11 ) توصیف سازه های متغیر آگاهی برند. 86

جدول (4 –  12 ) توصیف متغیر تصویر برند. 87

جدول (4 –  13 ) توصیف متغیر ارزش ویژه برند. 88

جدول( 4 –  14 ) توصیف سازه های متغیر ارزش ویژه برند. 88

جدول (4 –  15 ) بار های عاملی گویه های متغیر اطلاعات بازار. 89

جدول (4 –  16 ) بار های عاملی گویه های متغیرمزیت اطلاعات… 90

جدول (4 –  17 ) بار های عاملی گویه های متغیرتصویر برند. 91

جدول (4 –  18 ) بار های عاملی گویه های متغیر آگاهی برند. 92

جدول (4 –  19 ) بار های عاملی گویه های متغیر ارزش ویژه برند. 93

جدول(4 – 20)شاخص های برازش مدل های  تحقیق.. 95

جدول (4- 21) نتایج تحلیل مسیر در مدل ساختاری.. 96

جدول ( 4-22 ) نتایج آزمون فرضیه های تحقیق.. 97

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                            فهرست نمودارها

عنوان                                                                                                 صفحه

نمودار (4- 1 ) میله ای  متغیر جنسیت پاسخ دهندگان. 78

نمودار (4 – 2 ) میله ای  متغیر سن پاسخ دهندگان. 79

نمودار (4 –  3 ) میله ای  متغیر میزان تحصیلات پاسخ دهندگان. 80

نمودار( 4 – 4 ) میله ای  متغیر شهرستان. 81

نمودار (4 – 5 ) میله ای  متغیر انتخاب برند. Error! Bookmark not defined.

نمودار (4 – 6 ) میله ای  متغیر محصول برند. 83

نمودار (4 –  7 ) هیستوگرام  متغیر اطلاعات بازار. 84

نمودار ( 4- 8 ) هیستوگرام  متغیر مزیت اطلاعات… 85

نمودار (4 –  10 ) هیستوگرام  متغیر آگاهی برند. 86

نمودار( 4 –  11 ) هیستوگرام  متغیر تصویر برند. 87

نمودار( 4 –  12 ) هیستوگرام  متغیر ارزش ویژه برند. 88

نمودار( 4- 13) مدل اندازه گیری اطلاعات بازار. 89

نمودار( 4-14) مدل اندازه گیری مزیت اطلاعات… 90

نمودار( 4-15) مدل اندازه گیری تصویر برند. 91

نمودار (4-16) مدل اندازه گیری آگاهی برند. 92

نمودار( 4-17) مدل اندازه گیری ارزش ویژه برند. 93

نمودار (4-18) مدل پایه تحقیق در حالت استاندارد. 94

نمودار (4-19) مدل پایه تحقیق در حالت اعداد معنی داری.. 95

نمودار (4-20) مدل ساختاری  تحقیق درحالت استاندارد و اعداد معنی داری.. 96

 

 

 

 

چکیده

 تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین اطلاعات بازار و ارزش ویژه برند در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان پرداخته به طوری که رابطه بین متغیر های مزیت اطلاعات ، تصویر برند و آگاهی برند با ارزش ویژه برند مورد بررسی قرار می گیرد. این تحقیق از لحاظ روش و اجرا ،توصیفی از نوع همبستگی و از نظر هدف کاربردی است . جامعه آماری در این تحقیق کلیه مصرف کنندگان محصولات لوازم خانگی در بازار استان گیلان می باشند و از روش نمونه گیری غیر احتمالی          در دسترس استفاده شده است. اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردیده و با استفاده از نرم افزار LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد . نتایج تحقیق نشان می دهد بین مزیت اطلاعات و ارزش ویژه برند رابطه مثبتی وجود ندارد اما بین اطلاعات بازار و مزیت اطلاعات و هم چنین بین مزیت اطلاعات با تصویر برند و آگاهی برند و هم چنین بین ارزش ویژه برند با تصویر برند و آگاهی برند رابطه مثبت وجود دارد.

واژگان کلیدی : ارزش ویژه برند ، اطلاعات بازار ، مزیت اطلاعات ، آگاهی برند ، تصویر برند

 

 

 

 

 

 

 

 

     

        

    

     فصل اول

   کلیات تحقیق

 

 

 

 

 

1-1 ) مقدمه
در سال های اخیر، کسب و کارها با بحران های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی گوناگونی در بازار رو به رو شده اند و کاهش اطمینان مشتریان[1] به کسب و کارها از نتایج این بحران هاست. یکی از استراتژی های بسیار کاربردی در شرایط بحران ، برندسازی[2] است. برندسازی یک استراتژی برای خلق تمایز در کسب و کارهای خدماتی و تولیدی محسوب می شود و در دنیای امروز کسب وکارها ، نه تنها در پی رقابت [3] برای به دست آوردن بازار محصولات و خدمات هستند، بلکه تلاش بسیاری در جهت ایجاد هم سویی ادراکات ذهنی مشتریان با خودشان (محصول/ برند/ شرکت) انجام می دهند            (حمیدی زاده و همکاران،1391،ص36). یکی از الزامات ایجاد برندی قوی شناخت هر یک از عوامل ایجاد کننده ارزش ویژه برند[4] است. ارزش ویژه برند یکی از ارزش مندترین دارایی هایی است که یک شرکت می تواند داشته باشد. ارزیابی و مدیریت ارزش ویژه برند از حوزه های مهم دانشگاه و صنعت می باشند. محققان دریافته اند درک سازمان از دارایی های خود در بازار ، در ایجاد ارزش برتر برای مشتری نقش مهمی دارد. اطلاعات بازار به عنوان منبع بالقوه ایجاد ارزش افزوده و منبع نیرومندی که می تواند در سیاست گذاری شرکت، مورد استفاده قرار بگیرد دیده شده است                        (Slater & Narver,2000,p 122).

در این تحقیق تلاش شده است تا رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار شناسایی گردد. در این فصل پس از بیان مساله و شرح اهمیت و ضرورت اهداف تحقیق ، به بیان چهارچوب نظری و سوالات و فرضیه ها پرداخته و در خاتمه نیز به تعاریف عملیاتی تحقیق پرداخته می شود.

 

 

 

 

1-2 ) بیان مساله
برای بقا در محیط اقتصادی چالش برانگیز، شرکت ها باید خود را در نگاه مشتریان فعلی[5] و بالقوه [6]متمایز نشان دهند،در نتیجه باید به دنبال جست و جوی منابعی باشند که به آن ها اجازه ایجاد آگاهی[7] های بیش تر و تصویر[8]معینی برای برندهای شان را بدهد که در نهایت منجر به دست یابی آن ها به ارزش ویژه برند شود(Golicic et al,2012,p 20).  برند یک نام ، لغت ، علامت ، نشانه ، طرح یا نشان تجاری می باشد که برای شناسایی یک محصول یا خدمات یک تولید کننده یا گروهی از تولید کنندگان به کار می رود و برای متمایز کردن آن ها از رقبای شان می باشد                                        (کاتلر و آرمسترانگ،1386،ص376).امروزه برند دیگر تنها یک ابزار کارآمد در دست مدیران نیست بلکه یک الزام استراتژیک است که سازمان ها را در جهت خلق ارزش بیش تر برای مشتریان و هم چنین ایجاد مزیت های رقابتی پایدار کمک می کند(محمودی و هرندی، 1393، ص 113) به عقیده آکر[9] ، ارزش ویژه برند مجموعه ای از دارایی[10] ها و تعهدات[11] مرتبط با برند، نام آن و سمبلش است که از ارزش تولید شده از سوی یک محصول یا خدمت برای شرکت ویا مشتریان شرکت می کاهد یا به آن اضافه می کند ( Atligan et al,2005,p 23).حفظ و توسعه ارزش ویژه برند اغلب فعالیتی چالش برانگیز و دشوار است  بدین منظور لازم است چشم انداز گسترده ای از نگرش های مختلف نسبت به عوامل تاثیرگذار بر ارزش ویژه برند اتخاذ شود تا بتوان به صورت صحیح ارزش ویژه برند را توسعه داد(ایران زاده و همکاران، 1391، ص 156 ). مزیت[12] های فراوان ارزش ویژه برند مانند افزایش احتمال انتخاب مصرف کننده،توسعه موفقیت آمیز برند،آمادگی مشتریان برای پرداخت قیمت های اضافی،کاهش آسیب پذیری شرکت در مقابل رقبا[13] و بحران ها و … می باشد و در مجموع  می توان گفت ارزش ویژه برند منبعی از مزیت رقابتی پایدار[14] را نشان می دهد(Rajh,2005,p 54 ).

ارزش ویژه برند در صنعت لوازم خانگی دارای جایگاه ویژه ای است ولی در ایران از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نیست. صنعت لوازم خانگی یکی از صنایع کشور است که طی سال های اخیر با هجوم انواع برندهای معروف که بدون پرداخت سود و عوارض و به صورت قاچاق وارد کشور     شده اند ، رو به رو بوده است. واردات قاچاق انواع و اقسام لوازم خانگی در شرایطی که شرکت های تولید کننده ایرانی تمام تلاش خود را برای ارتقای کیفیت محصولات و رضایت مصرف کننده داخلی به کار بسته اند ، در کنار مشکلات و موانع کلی صنایع از جمله قوانین ناکارآمد صنعتی ،تجاری ، بانکی و تامین اجتماعی شرایط دشواری را در بازار ناسالم رقابتی داخل به تولیدکنندگان ایرانی تحمیل کرده است. نداشتن برند مناسب در صنعت لوازم خانگی یک مشکل دیرینه است. بنگاه ها و محصولات ایرانی در اغلب بازارهای صادراتی فاقد برند هستند. زیان ناشی از عدم ساخت برند در بازارهای بین المللی موجب می شود تا در صورت بروز مشکل کیفی کالای ایرانی در بازار خارجی،این مساله به کل کالاهای ایرانی نسبت یابد(چیرانی و فرد صبوری،1390،ص ص45-44(. یکی از منابعی که می تواند منجر به دست یابی شرکت ها  به ارزش ویژه برند شود، اطلاعات بازار[15] است.در حالی که اطلاعات به طور عمومی به عنوان یک منبع قدرت مند  در ایجاد مزیت رقابتی تعریف می شود،اطلاعات مشخص و جزئی تر در یک بازار به عنوان منابع بادوام[16] مزیت رقابتی پیشنهاد می شود.اطلاعات پیرامون بازارها مثل مشتریان،عرضه کنندگان[17] ،رقبا،دولت،اقتصاد و فرایندهای اجتماعی[18]  در افزایش محیط رقابت موثر هستند.یافتن اطلاعات در مورد بازار به تنهایی کافی نیست بلکه باید منابع اطلاعاتی توانایی کسب مزیت نسبی [19] را در برابر رقبا برای شرکت ها فراهم آورد. مزیت نسبی وقتی وجود دارد که منابع  اطلاعاتی برتری در مقایسه با آنچه رقبا دارند، وجود داشته باشد      

Golicic et al,2012,p 22) ).

 با توجه به مطالب فوق الذکر در این تحقیق جهت تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار از متغیرهای مزیت اطلاعات، تصویر برند، آگاهی برند، اطلاعات بازار و ارزش ویژه برند در غالب یک مدل علّی استفاده شده است.

1-3 ) سوال تحقیق
سوال اصلی تحقیق این است آیا بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان رابطه مثبت وجود دارد ؟

1-4 ) اهمیت موضوع
صنعت لوازم خانگی از چند جهت در نظام اقتصادی کشور دارای اهمیت است . از سویی ، نیاز روز افزون کشور به محصولات این صنعت که رابطه ای مستقیم با افزایش سطح زندگی جامعه و رفاه اجتماعی دارد و از سویی دیگر ، تعداد بسیار زیاد کارکنان آن در کلیه سطوح با احتساب کارخانجات پایین دستی تولید کننده قطعات ، تجهیزات و مواد اولیه مورد مصرف این صنعت ، بخش بزرگی از ارزش افزوده ایجاد شده توسط صنعت را در کشور تشکیل می دهد . بسیاری معتقدند که گستردگی لوازم خانگی و تاثیر آن بر بخش های مختلف زندگی اقتصادی و اجتماعی ، اهمیت آن را در مقایسه با سایر صنایع پس از خودرو سازی در مرتبه  دوم قرار می دهد . ولی علی رغم سابقه طولانی و حجم قابل توجه فعالیت های این صنعت در کشور تاکنون برنامه ریزی منسجمی برای رشد و توسعه آن صورت نگرفته است . صنعت لوازم خانگی با وجود برخورداری از حجم عظیم سرمایه گذاری انجام شده در آن ، اشتغال تعداد بسیاری از متخصصین ، کارمندان و کارگران در بخش های مختلف این صنعت در مقایسه با سایر کشورها خصوصا کشورهای صنعتی از پویایی لازم در زمینه طراحی و تولید محصولات جدید و قابل رقابت در سطح جهانی برخوردار نبوده است.صنایع خانگی از نظر تنوع محصول و اهمیتی که در رفع نیاز های جامعه دارد در صنایع کشور کم نظیر است (پورعلی ،1390،ص 87) . امروزه در بازار جهانی برندهای قوی حرف اول را می زنند. برای شرکت ها علائم تجاری همانند یک تصویر یا یک شناسنامه عمل می کنند.چگونه مشتریان برندها را دریافت می کنند و چه چیزهایی آن ها را به پرداخت قیمت اضافی (پاداش) بر می انگیزاند این امر ، موضوع مهم در تحقیق پیرامون ارزش ویژه برند است (Anselmsson et al,2007,p 441).ارزش ویژه برند ، اشاره به ارزش فوق العاده و ذاتی یک برند دارد. ارزش ویژه برند زمانی ایجاد می گردد که مشتریان تمایل دارند برای سطح یکسانی از کیفیت برند[20] به واسطه جالب بودن نام آن برند و تعلق شدید به آن پول بیشتری پرداخت نمایند (حمیدی زاده و همکاران،1391، ص ص 39-38 ). اخیرا دانشگاه بازاریابی به مفهوم سازی و بهره برداری از اطلاعات بازار ، در تلاش برای تعیین سوابق و نتایج استفاده از اطلاعات توجه زیادی نشان داده است. در اختیار داشتن اطلاعات ، دیگر به عنوان تنها شرط لازم برای تصمیم سازی در نظر گرفته نمی شود. در واقع ، اطلاعات مشابه برای رقابت شرکت ها در زمان یکسان وجود دارد. مزیت رقابتی باید در این که با اطلاعات چه می شود ، افزایش یابد بدین معنی که چگونه از آن استفاده شود یا به کار گرفته شود ، به جای این که چه کسی آن را در اختیار دارد و چه کسی ندارد در واقع محض تملک اطلاعات ، استفاده نهایی اطلاعات را تضمین نمی کند از این رو در سازمان ها تفاوت بین مالکیت اطلاعات و استفاده از از اطلاعات وجود دارد Diamantopoulos et al,2003,p 18 )) .     ارزش ویژه برند می تواند به درآمد بیش تر، هزینه های پایین تر و سود بالاتر منجر شود و اثرات مستقیمی بر توانایی سازمان در اتخاذ تصمیمات مناسب در مورد افزایش قیمت محصولات، اثربخشی ارتباطات بازاریابی و موفقیت در توسعه تجاری داشته باشد. سازمان ها و شرکت ها برای داشتن برندی قوی باید پیوسته خواسته ها و نیازهای جدید را شناسایی کنند و نسبت به آنان واکنش مناسب نشان دهند تا از این طریق بتوانند رضایت بیش تر مشتریان را به دست آورند و به بقای خود ادامه دهند. در این میان استفاده از اطلاعات بازار که شامل اطلاعات مشتریان، رقبا و عرضه کنندگان است می تواند راهکار مناسبی برای آن ها باشد. اگر اطلاعات شرکت ها از بازار مربوطه معتبر، به روز و جامع باشد باعث آگاهی سریع تر آن ها از نیازها و خوسته های جدید و تغییر و تحولات بازار ،ایجاد مزیت رقابتی و دست یابی به ارزش ویژه برند خواهد شد. با توجه به این که  یکی از مشکلات صنعت لوازم خانگی در ایران نداشتن برند مناسب می باشد، تولید کنندگان این صنعت می توانند از نتایج این تحقیق بهره مند گردند.

1-5 ) اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق ، بررسی رابطه ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان است. در این راستا اهداف علمی و کاربردی زیر قابل دست یابی می باشد.

اهداف علمی
  اهداف علمی این تحقیق عبارتند از :

1 – توصیف متغیرهای اطلاعات بازار ، مزیت اطلاعات ، تصویر برند ، آگاهی برند و همچنین ارزش ویژه برند در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان

2 – بررسی ارتباط متغیرها با یکدیگر در قالب مدل ارائه شده تحقیق که شامل ارتباطات مستقیم اطلاعات بازار با مزیت اطلاعات و مزیت اطلاعات ، تصویر برند و آگاهی برند با ارزش ویژه برند و ارتباط غیر مستقیم اطلاعات بازار از طریق مزیت اطلاعات با ارزش ویژه برند.

3 – آزمون فرضیه های تحقیق از طریق مدل معادلات ساختاری.

هدف کاربردی
هدف کاربردی این تحقیق عبارت است از :

هدف کاربردی این تحقیق استفاده از اطلاعات بازار در جهت افزایش ارزش ویژه برند در قالب یک مدل علّی در بازار محصولات لوازم خانگی استان گیلان است.

[1] – Customers Confidence

[2] – Branding

[3] – Competition

[4] – Brand  Equity

[5] –  Current  Customers

[6] –  Potential  Customers

[7] –  Awareness

[8] –  Image